پارت

پارت2

ویو جیهوپ

جوما دوباره اومد به دیدنم... با یه ظرف غذا... تو این چند وقت که داریم دنس کار میکنیم باهاش اشنا شدم... در واقع عاشقش شدم... میخوام بهش اعطراف کنم... ولی... ولی میدونم جیمین هم بهش علاقه داره... نمیخوام سر این موضوع رفاقتم با جیمین بهم بخوره...
ولی من دوستش دارم...

جیهوپ :اوه... ازت ممنونم جوما!
جوما: خواهش میکنم!
جیهوپ: میگم میخوای یکم باهامون دنس کار کنی؟
جوما:اخه مزاحمتون میشم!
جیهوپ :نه پسرا میرن منو تو و جیمین دنس تمرین میکنیم...
جوما:باشه...

ویو نویسنده
پسرا برگشتن خونه... بارون شدیدی گرفته بود و داشت رعد و برق میزد... سه تاشون داشتن تمرین میکردن... رعد و برق محکم و با شتابی به سقب سالن برخورد کردو باعث شد برق ها بره...اینه ترک برداشت و شکست... جوما محکم زمین افتادو بیهوش شد...
جیمین و جیهوپ به سرعت سمت جوما رفتن... جیمین تعادلش رو از دست میده و رویشیشه ای میافته و دستش رو عمیق میبره... جیمین سریع به سمت رو شویی میره دادستش رو بشوره...
جیهوپ با نگرانی جوما رو روی کولش میزاره و توی بارون به طرف بیمارستان میدوعه... جیمین هم پشت سرشون میره...

____________________________
حمایت کنید وگرنه پارت بعدیو نمیزارم.. 🤎
دیدگاه ها (۱)

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا توبههههههههه...

پارت3ویو جیمینجیهوپ جوما رو کول کرد و به طرف بیمارستان دویید...

پارت1ویو جیمینصبح از خواب بیدار شدم زود تر از همه... باید بق...

راستی بچه ها یادم رفت بهتون بگم فیک جیمین درواقع یه چند پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط