{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره آزمایشگاه

شماره ۷ آزمایشگاه
فصل۳ پارت ۱۶

دامیان انیا رو کشید سمت یه دریاچه و سوار قایق شدن(الان شبه)دامیان یکم پارو زد و رفتن وسط دریاچه

دامیان:بالای سرتو نگاه کن انیا

انیا بالای سرشو نگاه میکنه و کلی ستاره میبینه(اینجا همونجاییه که فصل ۲ قسمت۲ دامیان و دوستاش رفتن سمت یه رودخانه بود چه بود و ستاره هارو نگاه کردن اونجاست+)

همینطور باهم ستاره هارو تماشا میکنن

ویو فردا صبح مدرسه

همه رفتن کلاساشون و الان کارن و لارن و کارلس و بقیه دوستاشون تو کلاس انیا و دامیان اومدن

استاد هندرسون میاد و میگه:خب همگی توجه کنید یکی از همکلاسیاتون یه مدت رفته بوده سفر و حالا برگشته امیدوارم یکی از شما بتونه درسای جلسات قبل رو بهش بگه

یکی:استاد من میگم

هندرسون:ممنون خانم....،و خب خانم کلویی
(فامیلش یادم رفته باید برم نگاه کنم)

و بله کلویی وارد میشه و میره پیش آلیا که تنها نشسته میشینه

کلویی:سلام اسمت چیه؟(متوجه انیا و دامیان نشده)

آلیا:سلام من آلیا دلیم هستم

کلویی:نسبتی با امیل داری فامیلی اونم دلیم هست

آلیا:راستش اره نسبت فامیلی{نسبت پدر و دختری)

کلویی یلحظه نگاهش به انیا میخوره که پیش دامیان نشسته(چون بکی خانم ربکارو پیش خودش نشونده)

عصبی میشه و زیر لب جوری که آلیا بشنوه میگه:انقدر از این خوکچه صورتیه بدم میاد میکشمش

آلیا متوجه میشه که داره به انیا توهین میکنه که میگه:مراقب حرف زدنت باش و اخرین بارت باشه پشت سر خال..
(حرفشو قطع میکنه)آنیا صحبت میکنی!

کلویی:وایسا ببینم تو طرف اون خوکچه ای؟

آلیا:مگه نگفتم بهش بد نگو!

از اونور کارن صداشونو میشنوه(کارن یه نیمکت بالای نیمکت اوناست جوری که انیا و دامیان تو خانواده جاسوس کد سفید تو کلاس نشسته بودن نشستن)(و کارلوس هم کنار کارن نشسته)

کارن عصبی میشه و بعدش زنگ تفریح میخوره که انیا زودتر از بقیه میره بیرون و کلویی هم پشت سرش میره کارن هم پشت سر کلویی میره

خلاصه وقتی انیا نزدیک دستشویی میشه که بره داخل (اونجا هم خلوته و کسی جز خودش و کلویی و کارن نیست)کلویی از شونش میگره و پرتش میکنه زمین و انیا میگه اخ

کلویی:انگار چند روز نبودم پرو شدی خوکچه صورتی

آنیا خواست یچیزی بگه که بله کارن اومد(بسم الاه)

کلویی:تو کی هستی؟

کارن دست انیارو میگیره و بلندش میکنه و میره سمت کلویی و با لحن ترسناکی که مشابه لحن یوری تو بازجویی هست میگه:اخرین بارت باشه که خواهرم اذیت میکنی

و بعد کنار گوشش ادامه میده(جوری که انیا نشنوه)برعکس بقیه خواهر و برادرا من خواهرم و دوست دارم و اجازه نمیدم کسی مثل تو براش قلدری کنه

و بله دیگه دست انیارو میگیره و از اونجا میرن و اینجا کلویی رو داریم که مثل سگ داره میلرزه

کارن نسخه کم سن تر از یوری😂
دیدگاه ها (۰)

شماره ۷ آزمایشگاهفصل۳ پارت ۱۷آنیا:ممنون کارن!کارن:کاری نکردم...

انیمه خانواده جاسوس

میکس از انیا فورجرانیمه خانواده جاسوس

آنیا فورجرانیمه خانواده جاسوس

انیا یهو ناخودآگاه بلند میشهدامیان :عزیزم....انیا موهاش ریخت...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۳ پارت ۱۴خلاصه اونارو کشون کشون می‌بره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط