{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شماره آزمایشگاه

شماره ۷ آزمایشگاه

فصل۳ پارت ۱۷


آنیا:ممنون کارن!

کارن:کاری نکردم!

خلاصه میرن پیش بقیه(دستای همدیگه رو نگرفتن)

بکی:پس کجا بودید؟

کارن:خونه ی پسر شجاع بودیم!

بکی:مسخره

کارلوس:اسم بابات اصغره

همه بهش نگاه کردن

کارلوس:چیه اشکالی داره طرف داییم رو بگیرم؟

کارن:ای خداااا بیا منو بکش!!!!

همه زدن زیر خنده

خلاصه

ویو زنگ اخر

لارن و کارلوس داشتن تو جنگل قدم میزدن که یهو یه حفره سفید اونارو کشید داخلش

ویو کارلوس

کارلوس:اخ اخ اخ ..،لارن کجایی؟لارن؟

لارن:من اینجام کله پوک

کارلوس:کله پوک عمته

لارن:ما که عمه نداریم!

کارلوس:راست میگی،راستی ما کجاییم؟

لارن:تو همون جنگلیم که داشتیم راه میرفتیم!ولی انگار یه صداهایی میاد


میرن بالاتر که همکلاسیاشونو میبینن

کارلوس:چی ما اومدیم زمان خودمون؟

لارن:انگار اره!

ویو ربکا

همه جارو گشتیم ولی نبودن که نبودن گوشیاشونم جواب نمیدادن

ربکا:دوباره زنگ بزن کارن

کارن:بابا این ۶۷ باره که زنگ زدم جواب نمیدن

بکی:پس کجان؟

انیا:نکنه اتفاقی براشون افتاده باشه(نگران)

دامیان:بد به دلتون راه ندید حتما حالشون خوبه،(زیرلب)امیدوارم!

ویو انیای بزرگتر

داشتم خونرو جمع و جور میکردم که یهو صدای زنگ در اومد

رفتم درو باز کردم و با چیزی که دیدم از خوشحالی بال در اوردم

به به الان انیا پرواز میکنه😂و میخونه من یه پرنده ام،ارزو دارم😂🤣🤣

شرطا
۱۵ لایک
دیدگاه ها (۱)

انیمه خانواده جاسوس

شماره ۷ آزمایشگاهفصل۳ پارت ۱۶دامیان انیا رو کشید سمت یه دریا...

میکس از انیا فورجرانیمه خانواده جاسوس

شماره ۷ ازمایشگاهفصل۳ پارت ۱۰ویو فردا صبح در مدرسه که دارن م...

شماره ۷ ازمایشگاهفصل۳ پارت۹از اون اتفاق یه هفته میگذرهویو صب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط