{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت عادت دارم.
گفت: میگویم برایت لباس گرم بیاورند.
و فراموش کرد!
صبح جنازه ی نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده ی لباس گرمت مرا از پای درآورد!
مواظب وعده هایمان باشیم.
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟گفت عادت دارم.گفت:...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟گفت عادت دارم.پادش...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :سردت نیست؟گفت : نه عادت دار...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :سردت نیست؟گفت : نه عادت دار...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟گفت:نه عادت دارمپا...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :سردت نیست؟گفت : نه عادت دار...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :سردت نیست؟گفت : نه عادت دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط