جوجوتسو کایسنورود ناهنگام پارت
جوجوتسو کایسن:ورود ناهنگام پارت۷
-فردا-
یوجی:سنسههههه کوگیساکییییی فوشیگوروووو هایاااا
هایا:چه مرگته؟
یوجی:من از سوسک متنفرم
نوبارا:خب...
یوجی:دیشب یه دونه سوسک جلو ی در اتاقم بود بعد اومد تو اتاقم......هر چقد دمپایی پرت کردم باز میومد جلو...
مگومی:خب چرا قبلش در رو نبستی؟
یوجی:من نمیتونستم سوسکه خیلیی قوی و قدرتمند بود...(جان؟؟)
هایا:خو چرا-
نوبارا وسط حرف هایا میپره
نوبارا:بزار بگه داره جالب میشه...خب..بعدش چی شد؟
یوجی:اومدم پنجره رو باز کنم یه پروانه اومد تو اتاقم..منم مجبور شدم پروانه رو با تفنگ(تنفگ از کجا اوردی دقیقا؟)بکشممم...
هایا: چرا پروانه رو کشتی باید سوسک رو میکشتیییی
یوجی:خب حس خوبی نسبت به پروانه نداشتم...
هایا:حس خوبی به پروانه نداشتی؟یعنی به سوسک حس خوبی داشتی؟
یوجی:بعدش سوسکه اومد رو دماغممممم
گوجو:هههههه...
هایا:خب چرا پروانه رو کشتییییییییییییییییییییی باید سوسک رو میکشتیییییی
یوجی:مناز سوسک ها متنفرم..
هایا:از سوسک متنفری بعد پروانه رو میکشییییییی؟
نوبارا:خب دیوونه میتونستی دمپایی پات کنی و با پات لهش کنی...
یوجی:عه.. راس میگی...
-فردا-
یوجی:سنسههههه کوگیساکییییی فوشیگوروووو هایاااا
هایا:چه مرگته؟
یوجی:من از سوسک متنفرم
نوبارا:خب...
یوجی:دیشب یه دونه سوسک جلو ی در اتاقم بود بعد اومد تو اتاقم......هر چقد دمپایی پرت کردم باز میومد جلو...
مگومی:خب چرا قبلش در رو نبستی؟
یوجی:من نمیتونستم سوسکه خیلیی قوی و قدرتمند بود...(جان؟؟)
هایا:خو چرا-
نوبارا وسط حرف هایا میپره
نوبارا:بزار بگه داره جالب میشه...خب..بعدش چی شد؟
یوجی:اومدم پنجره رو باز کنم یه پروانه اومد تو اتاقم..منم مجبور شدم پروانه رو با تفنگ(تنفگ از کجا اوردی دقیقا؟)بکشممم...
هایا: چرا پروانه رو کشتی باید سوسک رو میکشتیییی
یوجی:خب حس خوبی نسبت به پروانه نداشتم...
هایا:حس خوبی به پروانه نداشتی؟یعنی به سوسک حس خوبی داشتی؟
یوجی:بعدش سوسکه اومد رو دماغممممم
گوجو:هههههه...
هایا:خب چرا پروانه رو کشتییییییییییییییییییییی باید سوسک رو میکشتیییییی
یوجی:مناز سوسک ها متنفرم..
هایا:از سوسک متنفری بعد پروانه رو میکشییییییی؟
نوبارا:خب دیوونه میتونستی دمپایی پات کنی و با پات لهش کنی...
یوجی:عه.. راس میگی...
- ۹۴۹
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط