{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۳۳

تهیونگ : قول میدی ؟
جونگ کوک : آره قول میدم (دست تهیونگ رو گرفت و به داخل بیمارستان کشید دنبال پرستار راه اوفتاد . آخرین اتاق بود دوتا تخت اونجا بودن تخت کناره پنجره مال تهیونگ بود و اون یکی خالی بود . تخت رو آماده کرده بودن و یه دست لباس آبی و سفید راه راه براش گذاشتن) 
تهیونگ : واقعا باید اینو تنم کنم
پرستار : تموم شد بگید بیام سرمتون رو وصل کنم (در رو بست و رفت بیرون)
تهیونگ : من اینجا نمیمونن
جونگ کوک : وای کلافمم کردیییی
تهیونگ : عوضی درد داره
جونگ کوک : به اندازه دردی که من شبا زیر تو میکشم نیست .
تهیونگ : ولی اخه_
جونگ کوک : بسه لباستو بپوش
تهیونگ : هوفف یکم سلیقه به خرج بدن شبیه لباس زندانیاس (لباس بیمارستان رو تنش کرد و لباسای خودش رو گذاشت کنار . که جونگ کوک پرستار رو صدا کرد)
پرستار : خب آماده‌اید آقای کیم ؟ (سرم رو اماده کرد دست تهیونگ رو گرفت و سوزن رو آماده کرد)
تهیونگ : خدا به دادم برسه
جونگ کوک : (اون یکی دست تهیونگ رو گرفت) زودی تموم میشه

《پرستار سوزن رو توی رگ تهیونگ فرو کرد بعد از ضدعفونی و چسب زدنش با کلمه‌ی (تموم شد) گذاشت و از اتاق رفت》
تهیونگ : (دستشو از تو دست کوک کشید) برو بیرون . نمیخوام دیگه چشم به چشت بیوفته
جونگ کوگ : بعد به من میگی "بچه‌ای دیگه پسرم"(ادای تهیونگ رو درمیاره)
تهیونگ : گفتی درد نداره
جونگ کوک : مگه درد داشت ؟
تهیونگ : مثل سگگگ
جونگ کوک : ولی حالت خوب میشه .
تهیونگ : میخوامم نشهععهعه
جونگ کوک : خوبه این تخته خالیه . هی ته میتونی یکم تنها بمونی
تهیونگ : تو گفتی پیشم میمونی
جونگ کوک : یکم میخوام برم‌ خونه وسیله بیارم
تهیونگ : نه . نه . نه کوک گفتی میمونی
جونگ کوک : زود برمیگردم . باشه (از اتاق رفت بیرون)
تهیونگ : هوف (سرشو زیر پتو میبره) من زنده از اینجا بیرون نمیاممم

ویو 1 ساعت بعد :  

تهیونگ : گفتی زود میای منظورت یک ساعت بود ؟ 
جونگ کوک : خب منم قراره اینحا بمونم
تهیونگ : پرستار اومد اینارو گذاشت با یه برگه و رفت
جونگ کوک : (برگه رو برداشت و بهش نگاه کرد) اوو مال داروهاته
تهیونگ : تو شب تو خواب راه میری .
جونگ کوک : خب میخوای ببندم به تخت
تهیونگ : زیاد روی اون تخت خالی حساب نکن ممکنه سه صبح بیدارت کنن بگن پاشو بیمار آوردیم
جونگ کوک : فعلا که خالیه


(مثل اینکه دخترام یاد گرفتن شرطا رو برسونن .شرطای اینم مثل پارت قبلیه )

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۳۰)

دخترای سلوینن حالشون خوبه ؟ (شمارو نمیدونم ولی این ادیتهه🛐🛐...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۴ تهیونگ : زیاد روی اون تخت...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت۳۲ دکتر : نه . نه نمیخواد . بی...

خب‌خب ببینم دخترامم‌ شماها فیک طولانی رو دوست دارید یا بنظرت...

دلنشگاه وانیلی‌فیک تهکوک /پارت۴۰ تهیونگ : اوه این .. آره تو ...

شب تولدم پارت 17ویو جونگ: داشتم حرف میزدم که با قرار گرفتن ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط