{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هه هه هه قنلنغنقنبنبتبنبنبزننطظنلنبن😭

هه هه هه قنلنغنقنبنبتبنبنبزننطظنلنبن😭
اقا پسرای فامیل کم مونده بود منو...
مخصوصا یکی از پسر خاله هام که دوسال ازم بزرگتره (مهمه اسمشو بگم؟)
اومدم قبل ناهار یکم بخوابم توی چادر اونم اومد پیشم خوابید🗿 (نههه ، روی یه بالش دیگه کنار من)
بعد فکر کنم از عمد هی برمیگشت و تکون میخورد یا صدا میداد که نداشت بخوابم 🦋
بعد ناهار هم رفتش با اونیکی پسرا بازی کنه (چطوری با شکم پر بازی میکنن؟🤓)
و از عمد همون پسر خالم با توپ زد به کوچیک ترین دختر خالم (۸ ساله)
یعد جیغش تا کجا رفت که بقیه هم اطراف زیر انداز پهن کرده بودن و نشسته بودن شنیدن🎀
حتی از این دارک تر ، یه اکیپ پسر که یکم دورتر از ما بودن خیلی بلند میخندیدن
بعدش حتی دو نفر ازشون لباساشونو (نهه نهه فقط بلوز) در اوردن ... اخه قصدشون چیه؟
🗿خلاصه که گاyیده شدم امروز 🗿
دیدگاه ها (۷)

هه هه 🤡 🏀⚽

*سکوت*

نگاهی کنیم به کوسه شعر های پینترست🤡-اقا من هردو خواب رو هم د...

*سکوت*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط