من از اون شکلا میخواستم

من از اون شکلا میخواستم
که توی آسمان آبی شهر من
ابرا میساختن...

هنوزم میخوام
صدام بزن هر وقت باشه میام....


#بهرام
دیدگاه ها (۷)

🔘 کارگری خسته سکه ای از جیب جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه ده...

ی توربینه تنها منتظر عابربیمصرف تا وقتی بیاد ی باد م...

آینده رو اجاره دادیمو ب جاش خونمونو ی جا مفت خریدیم...#حصین

#ماتم .....

black flower(p,283)

رمان ملکه یخی و شاهزاده سوار بر اسب سفید پارت 24 آدرینا رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط