{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راست می گفتند

راست می گفتند
همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست می رفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل " بامدادی " که گذشت
و دیر فهمیدم که دیگر شب است
" بامداد " رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه " بامداد "
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت

" من درد مشترکم "
مرا فریاد کن......

دیدگاه ها (۱)

«حرفی با قلب»آسوده نیستی ای قلبگاه گاه می مانیو دیگر بار می ...

امروزتان چوگل باشکوهوقشنگآرزومیکنم امروزمرغ آمین بیایدوبر آر...

.این چتر زرد را تو ندیده ایروزی آن را برای بارانی خاص خریدمر...

آدم‌ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی‌ ما وارد میشوندو با دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط