{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهاردهم[فصل اول] | برنده‌ی مسابقه! ⚽🌸

پارت چهاردهم[فصل اول] | برنده‌ی مسابقه! ⚽🌸
سوت! 📢
معلم سوت پایان مسابقه را به صدا درآورد.
معلم: «تمام! بازی با نتیجه‌ی ۲ بر ۰ به پایان رسید.»
صدای تشویق تمام زمین را پر کرد.
دانش‌آموزها: «آفرین! 👏👏»
امیل و اوئن با خوشحالی به سمت دامیان دویدند.
امیل: «رئیس! مثل همیشه عالی بودی! 😆»
اوئن: «گفتم که هیچ‌کس حریف تیم ما نمی‌شه!»
دامیان فقط لبخند کمرنگی زد.
لئو بطری آبش را برداشت و جرعه‌ای نوشید.
لئو: «بد نبود... حداقل حوصله‌م سر نرفت. 😏»
دامیان نگاهی کوتاه به او انداخت.
دامیان: «پاس آخرت خوب بود.»
لئو لبخند زد.
لئو: «تعریف از تو؟ معجزه شد!»
دامیان چیزی نگفت و فقط راهش را کشید و رفت.
کنار زمین...
آنیا با ذوق دست می‌زد.
آنیا: «سیبیل‌پسند گل قشنگی زد! 🥜✨»
بکی با لبخند گفت:
بکی: «آره... واقعاً خوب بازی کرد.»
الیزه هم آرام گفت:
الیزه: «لئو هم خوب بازی کرد...»
همان موقع...
دامیان از کنار نیمکت آن‌ها رد شد.
آنیا بی‌اختیار گفت:
آنیا: «اِ... بازی خوبی بود! 🌸»
دامیان برای چند لحظه ایستاد.
امیل و اوئن با تعجب به او نگاه کردند.
امیل: «رئیس؟»
دامیان کمی من‌ومن کرد.
دامیان: «م... معلومه که خوب بود.»
بعد خیلی آرام، طوری که فقط آنیا بشنود، گفت:
دامیان: «...مرسی.»
آنیا چشم‌هایش گرد شد.
💭 ذهن آنیا:
"سیبیل‌پسند از آنیا تشکر کرد؟! 😳🥜"
آنیا ناخودآگاه ذهنش را خواند.
💭 ذهن دامیان:
"تشویقم کرد... حس خوبی داشت."
صورت آنیا کمی قرمز شد.
بکی با شک به آن دو نگاه کرد.
💭 ذهن بکی:
"این دوتا هر روز عجیب‌تر می‌شن..." 😏
در همین لحظه، معلم همه را صدا زد.
معلم: «بچه‌ها، ده دقیقه دیگه کلاس بعدی شروع می‌شه. برگردین و لباس‌هاتون رو عوض کنین.»
همه به سمت رختکن حرکت کردند.
آنیا هم در حالی که هنوز به حرف دامیان فکر می‌کرد، آرام لبخند زد.
اما خودش هم نمی‌دانست...
این «مرسی»ی کوتاه، اولین قدم واقعی برای نزدیک‌تر شدنشان بود... 🌸✨
ادامه دارد... 📚💖

#مرزهای_ممنوعه #اسپای_ایکس_فمیلی #آنیا_و_دامیان #فن_فیکشن #رمان_عاشقانه #SpyxFamily #AnyaXDamian #AnimeFanfic #DamianDesmond #ForbiddenLove#SpyxFamily #فن_فیکشن #مرزهای_ممنوعه #آنیا #دامیان_دزموند #آکادمی_ادن #الیزه_ولین #لئو_ولین #رمان #پارت_اول #ویسگون #داستان_جدید
دیدگاه ها (۱)

✦ ────── ❀ ────── ✦مانگا رمان مرزهای ممنوعه:فراتر از یک نگاه...

𓆩🖤𓆪𝘀𝗵𝗲 𝘄𝗮𝘀 𝗻𝗲𝘃𝗲𝗿 𝗺𝗲𝗮𝗻𝘁 𝘁𝗼 𝗯𝗲 𝗯𝗿𝗮𝘃𝗲,𝗼𝗻𝗹𝘆 𝘁𝗼 𝘀𝘂𝗿𝘃𝗶𝘃𝗲.「 恐怖は彼女を止...

پارت یازدهم[فصل اول] | مسابقه شروع شد! ⚽🔥سوت! 📢با صدای سوت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط