{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زندگی،

در زندگی،
از چیزهای زیادی میترسیدم؛
ونگران بودم،
تا اینکه..... آنها را تجربه کردم!
وحالا ترسی از آنها ندارم!

از "تنهایی" میترسیدم، یاد گرفتم؛ "خود را دوست بدارم"!

از "شکست" میترسیدم؛ یاد گرفتم؛
"تلاش نکردن،یعنی شکست!"!

از"نفرت مردم" میترسیدم؛ یاد گرفتم،
"بهرحال هر کسی نظری دارد"!

از "درد"،....میترسیدم؛ یاد گرفتم،
"درد کشیدن، برای رشد روح لازم است!"

از "سرنوشت"،....میترسیدم؛یاد گرفتم،
"من،....توان تغییر آن را دارم"!

از "آینده"،....میترسیدم؛ یاد گرفتم،
"میتوان، آینده بهتری ساخت...!"

از "گذشته"،میترسیدم؛فهمیدم،
"گذشته،....دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد!"

و....

بالاخره از"تغییر"،....میترسیدم؛
تا اینکه یاد گرفتم،

"حتی، زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز، کرم بودند و تغییر آنها را زیبا میکند"!
دیدگاه ها (۷)

"دوست داشتن" عضوی از بدن است، درست است که همه فورا به فکر "ق...

این مطلب باید انقدر بخونی تا حفظ بشیﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ،ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮ...

در "نقاشـــــــــی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم. . .در "دلـ...

خدایـــــــــــــم را دوست دارم . . . همان خدایی که: دغدغه ا...

فستا مبارک اعضای عزیزم:🎈🌸امروز برای من فقط یک روز در تقویم ن...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط