{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر
با وفای ساده ی خلوت گزینم شب بخیر

خسته ای ای مهربانم چشمهایت را ببند
این چنین خصمانه منشین در کمینم شب بخیر

غصه فردا و فرداهای دیگر را مخور
ای غریبْ افتاده ی تنهانشینم شب بخیر

در شب یلدای چشمانت چه آتشها به پاست
ای نگاهت تکیه گاه آتشینم شب بخیر

اشک های بی کسی را از دو چشمت پاک کن
ای پناه اولین و آخرینم شب بخیر

بیت بیت این غزل هایم فدای چشم تو
آه ای همخانه ی شعرآفرینم شب بخیر

غصه ها را از دلت بیرون کن و راحت بخواب
با تو هستم،آشنایم!بهترینم شب بخیر
دیدگاه ها (۹)

ای غزل بانو ! برایم شعر عالی پست کنعکسی از شب های قبل از خشک...

واژه ها طعم نفس های تو را می دادندقاصدکها غزلت را به خدا می ...

اینم واسه تعداد اندکی از دوستانی استقلالی که هنوز لیگ شروع ن...

باز هم تشنه دیدارم اگر برگردیچشمهای تو خریدارم اگر برگردیاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط