{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر لبم بعد از تو دیگر جای یک لبخندنیست

بر لبم بعد از تو دیگر جای یک لبخندنیست
گوشهای خسته از مردم! که جای پند نیست!
چشمهایم ،وحشیِ آشفته ی پر التهاب
این دو مواج خروشان ،دیگر آن اَروند نیست
از خودم ،از شهر، از کاشانه ام آواره ام
سینه ای که جای تو باشد ،به جایی بند نیست!
گرچه میگویند از یادت رود یادش، ولی
چون به عشقش شد گره، با هیچ کس پیوند نیست!
ادعای عاشقی گوش فلک کر کرده است !
عشق ،باور کن که جای حیله و ترفند نیست!
حرفهای پوچِ تو خالی، جهانِ پر فریب
هیچ کس حتی به حرفِ قلبِ خود مانند نیست
سیر از دنیا و آدمها ،بریدم ،دیده ام ...
آنچه هستند و همان چیزی که میگویند, نیست
دیدگاه ها (۳)

بی چشم زیبای تو دنیایی ندارم بی خنده هایت شوق فردایی ند...

ای روزگار! من غم پنهان کیستم؟از خویشتن جدایم و از آنِ کیستم؟...

غم مرگ پدر کوچک غمی نیستجگر می سوزد و درد کمی نیستپدر زیبا گ...

باز هم پنجشنبه و بار دگردل هوای خانه ات کرده پدرباز پنجشنبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط