{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﻮ ﺑﺒﺮﺩ

کاﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﻮ ﺑﺒﺮﺩ
ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﭼﺸﻢ ﺁﻫﻮ ﺑﺒﺮﺩ
ﺧﺴﺘﻪ ﺯ ﺩﻟﻢ ... ﺑﮕﻮ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﻛﺠﺎﺳﺖ ؟
ﺗﺎ ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﭼﺎﻗﻮ ﺑﺒﺮﺩ
دیدگاه ها (۳)

و پشت این پنجره های مشبک، زندانیست به وسعت دنیا،باران ، از و...

وقتی به زندان کسی خو کرده باشیبال و پرت وقت رهایی درد دارد.....

کسی که برایت آرامش بیاورد...مستحق " ستایش" است...انسان ها را...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻋﺎﺩﺕﻫﺎﻫﯿﭻ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﻧﺪﺍﺭﺩﺗﻮ ﻣﺮﺩﻩﺍﯼﻓﻘﻂ ﻣﻌﻨﺎﯼ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط