و پشت این پنجره های مشبک،
و پشت این پنجره های مشبک،
زندانیست به وسعت دنیا،
باران ، از ورای این زندان به ملاقاتم بیا، که تو،تنها قاصد زندان بانی
مرا ببخش که نجواهای عاشقانه ات را نمی شنوم،
دیوارها سرپوشی شده اند بر حقیقت وجودت
ولی، تو باز هم مرا بخوان.
"متن بالا نوشته ی خودمه، خوشحال میشم نظرات شما رو دربارش بدونم"
زندانیست به وسعت دنیا،
باران ، از ورای این زندان به ملاقاتم بیا، که تو،تنها قاصد زندان بانی
مرا ببخش که نجواهای عاشقانه ات را نمی شنوم،
دیوارها سرپوشی شده اند بر حقیقت وجودت
ولی، تو باز هم مرا بخوان.
"متن بالا نوشته ی خودمه، خوشحال میشم نظرات شما رو دربارش بدونم"
- ۵۳۷
- ۱۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط