{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی 

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی 
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی
گر که خواهی میتوانی تو دلم را بفریبی
لیک کوشی بگریزی ز دل من ، نتوانی
دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری
بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی
جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی 
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی.
دیدگاه ها (۲)

گفتمت عاشق شدم اما نمی شد باورتگفتمت پیشم بمان گفتی نمانم در...

تا که لب های من از کنج لبت کام گرفتاز غزال تن تو این غزل اله...

ﺁﻏﻮﺷﺖ " ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ "ﺁﻏﻮﺵ " ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ....ﺍﻣﺎ !!!!!!!...ﺩﻟﻢ ﺑ...

باران گرفته ، باز دلم گشته بیقراردردت اشاره کرده به چشمم « ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط