{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی

اسم: سایه های مخمل و باروت

درکوچه های باریک و همیشه تاریک سئول، جایی که سایه ها حرف های ناگفته ای برای گفتن دارند،«ا. ت» مثل روحی سرگردان در خانه ای بزرگ و خالی زندگی می کرد؛ خانه ای که بوی خاطرات از دست رفته ی پدر و مادرش را می داد و سکوتش، سنگین تر از هر فریادی بود. او در اوج تنهایی بود که با دنیای خونین «جیمین» برخورد کرد؛ مردی که با نگاهی سرد و لبخندی شیطانی، قلمرویی از ترس و قدرت را اداره می کرد و نامش تنها باعث لرزه بر اندام دشمنانش می شد. اما وقتی جیمین برای اولین بار با آن چشمان خسته و تنها که هیچ چیز را از دنیا نمی خواست، روبرو شد، دیوارهایی که پیروزمندانه دور قلبش ساخته بود، با اولین تماس نگاه ا. ت، شروع به ترک خوردن کردند. او که عادت داشت با خشونت و قانون گلوله زندگی کند، ناگهان درمیان لرزش دستان ا. ت نیازی به محافظت از چیزی فراتر از قلمرو خود پیداکرد؛ و ا. ت، که فکر می کرد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، در آغوش خطرناک و گرم مردی که تمام دنیا اورا یک هیولا می نامید، پناهی پیدا کرد که تمام تنهایی اش را به آتش یک عشق پرشور و ممنوعه تبدیل کرد.
دیدگاه ها (۰)

چرا حمایت نمی کنید😢 اگه همینجوری پیش بره از ویسگون میرم💔 «تح...

اسم: رقص در لبه ی پرتگاهپارت سوم«پایانی» دعوا بالا گرفت. فری...

اسم: رقص در لبه ی پرتگاهپارت اولدر شهر "سئول" دو قانون وجود ...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط