من ساکن این دیارم
من ساکن این دیارم
دیاری پراز احساس
که گاه احساسش راغم میخوانند
غروب که میشود باسرخی غروب افتاب
دراسمان ابی بایاد تو دوباره روح در من زنده میشود
باز دست ب قلمم میشوم و مینویسم
من ازغار تنهایی ب گوشه دنج این لنگرگاه امد وتو امدی وارامم کردی
نوای ارام جانم
و باسازی زیبا ترانه سردادی
ومن ارام در ناز نگارتو گم شدم
وارام ارم کنارت بخوابی ناز میفروختی
و من نازت را باجان میخریدم
توای زیبای محبوبم
خاص ترین ترانه وجودم
و توای بی نظیر ارام جانم
تو من هرغروب یاد دارم
ناز زیبایم
ارامش جانم
ترانه وجودم
ودریک کلمه
همه بودو نبودم
دیاری پراز احساس
که گاه احساسش راغم میخوانند
غروب که میشود باسرخی غروب افتاب
دراسمان ابی بایاد تو دوباره روح در من زنده میشود
باز دست ب قلمم میشوم و مینویسم
من ازغار تنهایی ب گوشه دنج این لنگرگاه امد وتو امدی وارامم کردی
نوای ارام جانم
و باسازی زیبا ترانه سردادی
ومن ارام در ناز نگارتو گم شدم
وارام ارم کنارت بخوابی ناز میفروختی
و من نازت را باجان میخریدم
توای زیبای محبوبم
خاص ترین ترانه وجودم
و توای بی نظیر ارام جانم
تو من هرغروب یاد دارم
ناز زیبایم
ارامش جانم
ترانه وجودم
ودریک کلمه
همه بودو نبودم
- ۶۹۷
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط