{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fazel_Nazari:

Fazel_Nazari:
گرچه با تقدیر ناچار از مدارا کردنم
عشق اگر حق است، این حق تا ابد بر گردنم

تا بپندارم که سهمی دارم از پروانگی
پیله ای پیچیده از غم های عالم بر تنم

بر سر این سرو، آخر برف هم منت گذاشت
دست زیر شانه ام مگذار! باید بشکنم

من که عمری دل برای دوستان سوزانده ام
حال باید دل بسوزاند برایم دشمنم

گرچه از آغوش تو سهمی ندارم جز خیال
بوی گیسوی تو را می جویم از پیراهنم

عاشقی با گریه سر بر شانه یاری گذاشت
از تو می پرسم بگو ای عشق! آیا این منم؟

#فاضل_نظری
#کتاب
https://telegram.me/Fazel_Nazari
دیدگاه ها (۳)

فیلم خبر:پس از اینکه دیشب #شهاب_حسینی جایزه خود را به آستان ...

فیلم خبر:

یک قدمی:ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند!پا بپایت می آیند،...

یک قدمی:هزاربار سراغ گوشی ات میرویآیا پیامی و یادی؟؟؟وبعد می...

سلامممممامیدوارم حالتون عالییی باشیننبدون معطلی میرم سر رمان...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط