{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب از زندان دنیا میروم

یک شب از زندان دنیا میروم

گر نشد امروز٬ فردا میروم


بیم بدنامی ندارم ای رفیق

خوب بنگر زار و رسوا میروم


بوسه بر دست اجل عشق من است

او بیاید مست و شیدا میروم


رک بگویم خسته از دنیا شدم

بسکه تنها مانده ٬ تنها میروم


بعد  من دیگر مکن یادی ز من

خسته از خویش و تو و ما میروم


دیگری گو ٬ هرچه میخواهی بگو

عاقبت از دست غمها میروم


ظلم دنیا تا کجا حق من است

یک شب از زندان دنیا میروم.
دیدگاه ها (۱)

غزلی تازه بگویم ؟چه کنم ؟از همه دست بشویم ؟چه کنم ؟نیمه شب ب...

سلام ای یار دور از ما نشسته.سلام ای بدتر از ما دل شکسته.سلام...

Sadaf:بردم دل دیوانه خود بر سر بازارگفتم بفروشم مگر این عاشق...

این شعر فوق العاده است؛:::👇 👇 👇 در  مسجد و  در  کعبه  به  دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط