{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم مرد خشن

پارت دوم مرد خشن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات ویو *
و راه افتادم سمت ماشین و رفتم دنبال سوبین و لیا و بعدش رفتیم بار که کای رو دیدم رفتم سلام کردم و رفتیم میخاستیم بشینیم که دیدیم میز خالی نیست و یه میز هست که یت پسر تنها نشسته و ما هم رفتیم ازش اجازه گرفتیم و نشستیم کنارش همه نشستن که یهو دستمو گرفت و نشوند رو پاهاش
یونگی ویو *
دیدم دارن میان و وقتی اومدن دختره رو نشوندم روی پاهای خدم
کای: چه غلطی میکنی
یونگی: یعنی نمیتونم بیبی گرلمو روی پام بنشونم؟
کای: چ... چی؟ ات این چی میگه
ات: م... من نم... نمیدونم
یونگی: عشقم بهش نگفتی؟
کای:واقعا برات متاسفم از یه مافیا باید همجین انتظاری رو داشته باشی
و کای رفت
خاستم برگردم که چیزی بگم کع پسره لبمو بوسید و گفت
یونگی: فکر کنم خیلی خوشت اومده که از رو پام بلند نمیشی نه؟
از رو پاش بلنذ شدم که گفت
یونگی: خب من میرم بابت طعم لبات هم ممنون خیلی خوشمزه بود
و پسره رفت و لیا شروع کرد
لیا: این کی بود؟ میشناختیش؟
ات: نه...من...نمیدونم
سوبین: من میرم پیش کای خدافظ
لیا و ات: خدافظ
ات: خب بریم خونه
لیا: بریم

خماریییی 😆
ادمین کرمش گرفته 😁
شرط: از اونجایی که خیلی مهربونم نداره 😇😂
دیدگاه ها (۹)

وقتی توی کامنتا باهاتون رول میرم 😂🥺🤍

حقققق

اوکی ولی وایب ته ته:)

part=5

کهویو یونگیداشتم یکی از جنده های که تو بار بود میبوسیدم، نم...

نام فیک: عشق مخفیPart: 36ویو جیمینات. باشهات. غذا خوردی؟جی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط