{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از وقتی اینو دیدم دیگه هیچ اعصابی براااممم نموندهه ....

از وقتی اینو دیدم دیگه هیچ اعصابی براااممم نموندهه ....
چرااااااا .....
چرااااا ...
بعد از این اجتمالا دیگه نه فیک بنویسم و نه سناریو ...
شاید خانوم .. تهیونگ خوششون نیاددد ...
ای خداااا
همه سناریو هایی که تو ذهنم بودن پودر شد
ولی خوشبحال دختره ...
نه ؟؟
دیدگاه ها (۲۲)

پروفایل عوض شد گمم نکنیینن بیبی لیدی هاااا الان خیلی ناراحتم...

۱۰۰ تایی شدیم هوووو ...

#سناریو وقتی ات خیلی رو خوابش حساسه و دوستش از خواب بیدارش م...

بچه ها میخوام یه رمان درخواستی بنویسم ....هوووووووتا شب بهتو...

مهم

+اشتباه و بخشش هر دو عادی هستند؛اما تا وقتی که...یک کاری که ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط