#سناریو
#سناریو
موقعیت : وقتی دکمه ی "باشه" ی اون یه نفر فعال شده
تهیونگ : عشقم ببخشید
کوک : باشه
تهیونگ : توروخدا من و ببخش ... دیگه تکرار نمیشه .. بخدا دیگه نمیرم پیشش. قول میدم جبران کنم
کوک : باشه
تهیونگ : غلط کردم رفتم پیش بوگوم شکر خوردم ببخش منو
کوک : باشه
تهیونگ : من و ببخشششششش
کوک : باشه
نویسنده: داشتم فک میکردم یه مدته اصلا چند پارتی یا رمان از یونمین ننوشتم و چون این اواخر یکی از بهترین دوستامو از دست دادم زیاد مغزم نمیکشه اگه ایده ای داشتین تو پی وی یا کامنتا بگین عشقای من🎀
موقعیت : وقتی دکمه ی "باشه" ی اون یه نفر فعال شده
تهیونگ : عشقم ببخشید
کوک : باشه
تهیونگ : توروخدا من و ببخش ... دیگه تکرار نمیشه .. بخدا دیگه نمیرم پیشش. قول میدم جبران کنم
کوک : باشه
تهیونگ : غلط کردم رفتم پیش بوگوم شکر خوردم ببخش منو
کوک : باشه
تهیونگ : من و ببخشششششش
کوک : باشه
نویسنده: داشتم فک میکردم یه مدته اصلا چند پارتی یا رمان از یونمین ننوشتم و چون این اواخر یکی از بهترین دوستامو از دست دادم زیاد مغزم نمیکشه اگه ایده ای داشتین تو پی وی یا کامنتا بگین عشقای من🎀
- ۷۱
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط