{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
موقعیت : وقتی دکمه ی "باشه" ی اون یه نفر فعال شده

تهیونگ : عشقم ببخشید

کوک : باشه

تهیونگ : توروخدا من و ببخش ... دیگه تکرار نمیشه .. بخدا دیگه نمی‌رم پیشش. قول میدم جبران کنم

کوک : باشه

تهیونگ : غلط کردم رفتم پیش بوگوم شکر خوردم ببخش منو

کوک : باشه

تهیونگ : من و ببخشششششش

کوک : باشه

نویسنده: داشتم فک میکردم یه مدته اصلا چند پارتی یا رمان از یونمین ننوشتم و چون این اواخر یکی از بهترین دوستامو از دست دادم زیاد مغزم نمی‌کشه اگه ایده ای داشتین تو پی وی یا کامنتا بگین عشقای من🎀
دیدگاه ها (۰)

شبی که همه چیز عوض شد⁵شرایط پارت بعد: ۲۰ لایک۱۴ کامنت

دو روز از اون شب گذشته بود. نه تهیونگ حرفی زده بود، نه جونگو...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"part: ²³"جونگ‌کوک تصمیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط