{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو که هستم مدام برق چشمانم را می پوشانم...

با تو که هستم مدام برق چشمانم را می پوشانم...

سوال هایم از تو تمامی ندارد. با تو که هستم کودک می شوم. مدام چرا و چگونه می بافم و در انتظار حرکت لب های دست نیافتنی ات تنها نگاه می کنم.
دیدگاه ها (۱)

Today in my veinsYour blood is runningA gentle streamSimpleA...

منجی نمی‌خواهم عزیزم باش .

تو را بانو نامیده‌ام.بسیارند از تو بلندتر، بلندتربسیارند از ...

موسیقی روزگارگذر ایام .هم در کنار تو فراموش میشود .چوه چه به...

پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو. از چشم‌های پر سوال تو...

فصل دوم بخش سوم سرزمین آسیب دیده از زبان آنتونی part 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط