{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانگی بد نیست

دیوانگی بد نیست
برای یک بار هم که شده
دیوانه تر از من باش
و بگذار چنان گم شوم در تو
چنان گم شوی در من
که یکی دیده شویم از بالا

و خدا خیال کند
یکی از ما دو نفر را گم کرده است
بگذار تعجب کند از حواس پرتی اش
و باورش شود زیادی پیر شده
و جهان را به ما بسپارد.

ما جهان را به آغاز زمین می بریم
و پلنگ ها آهوها را نمی درند
و نفت و اتم را حذف می کنیم از خلقت
تا این همه جنگ نشود!

دیوانگی بد نیست
هوس کرده ام
چنان گیج شوم از تو
چنان مست شوی از من
که زمین سرگیجه بگیرد
و اشتباهی سالی سیصد و شصت و شش دور بگردد
یک روز اضافه تر دور ِ تو

برای یک بار هم که شده
چشم هایت را ببند
و سال ها بخواب
به جای تمام سال هایی که نخوابیدی
روی سینه ام
من شهرزاد نیستم
اما قصه گوی خوبی ام.
دیدگاه ها (۱)

با این دروغ رنگی درشتکه در میان پلک هایت موج می زندبا این پا...

اگه رفیقی داری که بدبختیاتو واسش تعریف میکنی و باهمدیگه به ز...

در من یک نفرجوری به داشتنت مشغول استکه انگار چیزی جز این،از ...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۱ ...

شعر

در آسمان‌های دور، جایی که نور ابدی با تاریکی ابدی در ستیز بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط