رقص با مرگ p14

جیهوپ خواست چیزی بگه که تهیونگ بهش گفت که بره بیرون جیهوپ زیر لب غر غری کرد و رفت بیرون
*میشه اول یه توضیحی بدین که کی هستین؟ من فقط کیم تهیونگ رو میشناسم بقیه تون و نه
ج: کیم سوک جین برادر بزرگ تر جینا
جم: منم پارک جیمینم داداش بزرگ جینا اونی هم که رفت جانگ هوسوک بود که ما بهش میگیم جیهوپ و برادر بزرگتر می سون ه
&یه سوال تو اگه داداش جینایی چرا فامیلیت کیم ه و اونی که رفت چرا فامیلیش جانگ ه ؟
ج: چون من و جیهوپ فامیل مادرامون رو داریم
*چرا؟
ج:دلیل نمیبینم به شما دزدای عوضی توضیح بدم
*ما دزد نیستیم پدراتون از خداشون بود دختراشون رو بهمون بدن
-اره منو که بابا اصلا براش مهم نبود از در خونه اومد تو و منو از مو کشید و برد بیرون عجیب اینکه زنش داشت خوب رفتار میکرد باهام و حتی بهم گفت فرار کنم ولی خب میدونی دیگه بابا از خداش بود برم چون اون در هر صورت زن و بچه ش رو داشت دیگه بعدم اینا دزد نیستن یه هفته باهاشون زندگی کنی میبینی چقد باحالن
ج:پارک جینااا!
-چیه؟ اصلا برا چی اومدین؟ که ما رو نجات بدین ؟ ما نمیخوایم اینجا خیلی خوش میگذره بهمون
ت: تو میخوای بمون ولی یونا نمیمونه
#داداش بیخیال شووووو
ت: همین که گفتم
#داداش تو این همه سال نبودی برو دیگه اصلا برای چی برگشتی؟
ت: گفتم که اومدم نجاتت بدم
#کی بهتون گفت که بیاین ما رو نجات بدین؟
ت: کیم یوناا من اومدم نجاتت بدم از دست یه مشت عوضی ندیدی با دوست خودت چیکار کردن ؟ تو هیجده سالگی باید بچه بزرگ کنه حتی اگه خود بابای بچه قبول کنه بازم میره پی خوش گذرونی و دخترای دیگه
+ببخشیدا اوپا من همین جام هاا بعدم نخیر هان از این ادما نیست تازه مادر خودتون هم تو رو تو 16 سالگی حامله شد اوپا
ت:اون موضوع فرق داشت
#هیچ فرقی نداشت داداش حالا هم برین ما میخوایم اینجا بمونیم
جم: جینا بیا بریم میدونی که جین اعصاب نداره (اروم در گوش جینا میگه)
-نمیخوام
جم: بیا بریم بیرون با هم حرف بزنیم
جم : ما میریم بیرون میایم
*از این کلکا نداریم که بخوای ببریش هاا
ت: شاید من و جین از اونا باشیم ولی جیمین از اونا نیست
*خعلی خب ولی اگه این فکر به سرش بزنه نگهبانام کارش رو تموم میکنن
ت: خیلی خب بابا تو جیمین به جیهوپ م بگو بیاد
جم: بله ارباب
جینا و جیمین رفتن بیرون و جین هم پشت سرشون رفت و به جیهوپ که دم در ایستاده بود گفت که بره تو و با جینا و جیمین رفت
جم: جینا چه دلیلی داره که نمیخوای بیای؟
-....
ج: جینا به نفعته نگی توهم حامله ای
-نه بابا حامله ی چی من فقط مجبور شدم چندبار نقش دوست دخترشو بازی کنم
ج: چیییی؟ اون عوضی که حتی دستشم بهت نخورد درسته؟
-میدونی دیگه زیادی داری گیر میدی بعدم فقط دست همو گرفتیم و........
ج: و...
فلش بک به هفته ی پیش :
باهم به مهمونی اکیپ چانگبین رفتن که خونه ی کای و سارا جمع شده بودن تا نامزدی اون دوتا رو جشن بگیرن . داشتن جرئت حقیقت بازی میکردن که نوبت این شد که چریونگ از جینا بپرسه
"خب جینا شی جرئت یا حقیقت ؟
-جرئت
"..چانگبین رو ببوس
جینا و چانگبین شکه شدن
-نمیشه یه چیز دیگه بگی؟ اخه اینجا نمیشه
"چرا نشه خوبم میشه ببوسش
"!^/%ببوسش ببوسش
و به اجبار جمع این دو نفر کیس رفتن
پایان فلش بک :
-هیچی
ج: واقعا هیچی؟
-اوهوم
جم: هیونگ بیخیال این یه دیقه وایسا جینا چرا نمیخوای بیای باهامون
-خب راستش......
.........
خب دوستان تا اینجا نظرتون راجب فیک چیه؟ البته خودم میدونم ریده شد به فیک ولی خب نظر واقعی تون رو بگین و اینکه ادامه بدم فیک رو یا نه با تشکر
دیدگاه ها (۲)

رقص با مرگ p15

عکس دوست دختر جین تو فیک

رقص با مرگ p13

خب دوستان یسری توضیحات راجب پارت بعد اولا فردا صبح پارت بعدو...

زنگ زندگی p4

زنگ زندگی p2

درود بازمانده ها..خب بعد یه غیبت طولانی مدت برگشتم(برنگشتم ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط