{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندیشه میشوی، مینویسمت.

اندیشه میشوی، مینویسمت.
لبخند میزنی، عکاس میشوم.
تصویر میشوی، نقاش میشوم.
به خودم می آیم و میبینم؛
دیروز، امروز و تمام فرداهایم را
صرفِ ثبتِ زیبایی ات کرده ام.
بی آنکه بدانم؛
دست به دست میشوی و
من باز ندارمت..!
دیدگاه ها (۲)

در حوالی آغوش تو که نه ، اما زندگی در میان قلب تو همیشه زیبا...

"بـے رحمانه ترین"'خیــــــــــــــــــــــانت'?!"این" استکه....

‌ســـهم من کجاســـت..؟کجـــا بایـــد قدم بگــذارم که کســـی ...

برای بار هزارم می‌ گویم که دوستت دارمچگونه می‌ خواهی شرح دهم...

صدای آرام دستگاه، اتاق را پر کرده بود.کوک هنوز به صفحه‌ی مان...

یک ماه بعد...عمارت از همیشه باشکوه‌تر شده بود.همه‌جا با گل‌ه...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط