{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لمسِ مخملیِ ران هایتانی

لمسِ مخملیِ ران هایتانی

Little angel 🍓✨️
برخلاف برادرش ریندو که همیشه عجول و عصبیه، ران استادِ آرامش قبل از طوفانه. وقتی وارد عمارت می‌شی، اون رو می‌بینی که با همون لبخند کج و چشم‌های خمارش، روی مبل سلطنتی لم داده و یه لیوان شراب کهنه توی دستشه.
به محض اینکه بهش نزدیک می‌شی، دستش رو دور کمرت حلقه می‌کنه و بدون هیچ حرفی، تو رو روی پاش می‌نشونه. انگشت‌های کشیده‌اش رو بین تارهای موت می‌لغزونه و با حوصله، اون‌ها رو نوازش می‌کنه.
«امروز زیادی ازم دور بودی، فرشته کوچولو... فکر نمی‌کنی باید جریمه بشی؟»
لحنش آرومه، اما لرزشی که توی بدنت ایجاد می‌کنه، از صد تا فریاد بدتره. ران از اون آدماییه که با کلماتش تو رو ذوب می‌کنه. اون عاشق اینه که کنترل همه‌چیز دست خودش باشه؛ از لباسی که می‌پوشی تا آدمایی که باهاشون حرف می‌زنی.
خم می‌شه و سرش رو توی گودی گردنت فرو می‌بره. عطرِ گرون‌قیمت و تلخش مست‌کننده‌ست. لب‌های گرمش رو روی پوستت حس می‌کنی که با ملایمت اما محکم، ردی از خودش به‌جا می‌گذاره تا همه بدونن تو متعلق به کی هستی.
«بونتن شاید صاحب توکیو باشه...»
زمزمه‌اش کنار گوشت، مثل یه نت موسیقیه.
«...اما من، تنها صاحبِ توام. یادت که نرفته؟»
چشم‌هاش توی تاریکی/روشنی اتاق می‌درخشن. ران بهت آسیب نمی‌زنه، اما جوری دورت قفس می‌کشه که خودت هم دلت نخواد هیچ‌وقت آزاد بشی.
.

: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:✦・゚: ✦・゚:
حس میکنم این یکی کمتر ریدمانی کردم✓
#RanHaitani #HaitaniBrothers #Bonten #Ran #OneShot #Hot #TokyoReverngers #ران_هایتانی #بونتن #برادران_هایتانی #وانشات #توکیو_ریونجرز
دیدگاه ها (۲۷)

ارش پیر_arashpir

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

ارش پیر

۳ پارتی

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

میا

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

آرزو می کنم اون اتفاقی که میتونه اشک شوق رو رو گونه هات بیار...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط