{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق زیبای من

فیک عشق زیبای من
ادامه ی پارت پنج

ویو صبح
ا.ت با دل درد بدی بلند شدم اولین رابطه ای بود که داشتم از تو بغل جیمین امدم بیرون پتو رو زدم کنار با یه عالمه خون مواجه شدم زدم زیر گریه
جیمین: با صدای گریه ی کسی بلند شدم ا.ت بود بهش گفتم ا.ت خوشکلم چی شده درد داری میخوای بریم دکتر
ا.ت : به جیمین نگاه کردم من دیگه دختر نیستم با بغض
جیمین: بغلش کردم گفتم نه تو دیگه خانم منی خوشکلم
ا.ت: با خجالت گفتم چه هیکلی
جیمین: با حرف ا.ت بهش نگا کردم اره زیر این ناله میکردی خانمی
ا.ت: با حرف جیمین اخم کردم گفتم هی چرا من انقدر زود به تو پا دادم
جیمین: وااا مگه من چمه میدو کل دخترا برام میمیرن(صد در صد)
ا.ت: از خود راضی با اخم کیوت
جیمین: میخواستم جواب بدم که گفت
ا.ت: برو با همون دخترا بغض کیوت
جیمین: با حرفش خندم گرفت گفتم من غلط بکنم غیر شما به کسه دیگه ای فک کنم گوشیم زنگ زد کوک بود
کوک: الووو داداش تو نمیدونی از دیشب تا الان ا.ت کجاس از تو بار تا حالا ندیدیمش
جیمین: چرا میدونم دخترم نشسته جلوم داره ناز میاد منم دارم ناز میکشم
کوک: دخترت؟ ناز میای؟ ناز میکشی؟ جیمین تو که با اون...
جیمین: چرا ما دیشب خوش گذروندیم
جیا از پشت تلفن
جیا : ا.تتتتتت دستم بهت نرسه
جیمین گوشی قطع کردم ا.ت بردم حموم اوردمش بیرون یه تیشرت سفید بلند دادمش پوشید
جیمین: اهان داشت یادم میرفت دیگه از اون لباس بازا نمیپوشی
ا.ت: خوشمان امد اقای غیرتی بله بله
جیمین: شوخی نمی....در میزنن
ا.ت: کیه
جیمین: نمیدونم در رو باز کردم کوک ، هوپی ، جیا ، هانا، امدن تو رفتن سمت ا.ت
جیا: تو مگه زن من نبودییبییی
هانا: ابجیییییییییییی
هوپی: با خواست خودت بوده دیگهههههه
کوک : اخی نگاش کن چقدر بی رحمی جیمین
ا.ت : گریم گرفت که جیمین امد اینا دو زد کنار براید استایل بغلم کرد
هانا جیا کوک هوپی: تو شوک
جیمین: خوبی کجات درد میکنه
ا.ت: هقق بگو هق اونا هق برن هقق جیمی
کوک: جیمییییییی؟ من ۶ساله رفیقتم میگم جیمی منو میزنی
هوپی: تو مگه از دخترا بدت نمیومد
جیا: ا.ت تو که تا ۳۰سالگی نمیخواستی ازدواج کنی
جیمین: ۳۰سالگیییی
ا.ت: نه نه ضِر ضِر میکنه
هانا: ا.تتتت خاک تو سر شوهر زلیلت
ا.ت: جیمی بگووو برنننن
جیمین: برین دیگه
هانا رفت تو اتاق لباس ا.ت برداشت داد به جیا بعد هوپی کوک جیمین رو گرفتن
جیمین: چیکار میکنین
هانی رفتم سمت ا.ت بغلش کردم بردمش که داد میزد میگف جیمین نمیخوام بیام ولم کنید
جیمین: ا.تتت ولش کنین کوک ولم کن ا.تتتتتتتت
ا.ت رفتم خونه به مامان بابام گفتم که گفتن
ب.ت: پس باید زود ازدواج کنید
م.ت: اره اره
ا.ت: گوشیم زنگ خورد جیمی بود الووو جیمی
جیمین: خوبی این دوتا منو الان ول کردن ا.ت دارم اماده میشم بیام دنبالت بریم بیرن
ا.ت : باشه منم الان اماده میشم
هانا: کجا به سلامتی
ا.ت: به تو چه من یسال ازت بزرگ ترم حق نداری بهم زور بگی (کیوت نانازی)
هانا: اخه نمیخوام بری
ا.ت: میخوام برم
اماده شدم رفتیم بیرون لبه دریا که جیمین با یه جبه که توش یه گردنبند بون جلوم زانو زد و گفت
جیمین: ا.ت باهام ازدواج می کنی
ا.ت : با ذوق گفتم ارههههههه
جیمین....خماریییی
لباس ا.ت و جیمین و گردنبند برا لب دریا تو پست قبلی
دیدگاه ها (۰)

فیک عشق زیبای من پارت ۵جیمین کمر ا.ت گرفت و گفت جیمین: چند و...

به زودی شروع میشه از دستش ندینthekook 💜

I love you, my beauty.فیکپارت ۲ویو جیمین جیهوپ و جیمین امدن ...

I love you, my beauty.فیکپارت اول ویو جیمین امروز پرواز داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط