گفتم ای دل، نروی؟
گفتم ای دل، نروی؟
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی
نپَری جلد شوی،
بی پر و بی بال شوی
نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی
نکند مست شوی ؟
فارغ از این هست شوی
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی
نکُنَد دل نکَنی؟
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد
برود در بر یار دگری
صبح که بیدار شوی
پ.ن :
الهی
چو رود جاری ام ، مگر تو مقصدم شوی
به دشت های ناکجا مرا ، رها مکن
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی
نپَری جلد شوی،
بی پر و بی بال شوی
نکند جام دهد؟
کام دهد، ازلب خود وام دهد
در برت ساز زند، رقص کند،
کافر و بی عار شوی
نکند مست شوی ؟
فارغ از این هست شوی
بعد آن کور شوی،
کر شوی، شاعر و بیمار شوی
نکُنَد دل نکَنی؟
دل بکَنَد،
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد
برود در بر یار دگری
صبح که بیدار شوی
پ.ن :
الهی
چو رود جاری ام ، مگر تو مقصدم شوی
به دشت های ناکجا مرا ، رها مکن
- ۱.۶k
- ۰۵ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط