You are paying back karma پارت³¹
You are paying back karma پارت³¹
¹¹:³⁰
«ویو جیمین»
از خواب با حالت تهوع بیدار شدم..
دستمو روی دهنم گذاشتم و با شتاب از اتاق بیرون اومدم و به سمت دستشویی رفتم و در رو پشت سرم بستم و قفل کردم
جونگ کوک در میزد و ازم میپرسید..
جونگ کوک: جیمینی..حالت خوبه؟
جیمین: هیونگ خوبم
جونگ کوک: مطمئنی؟
جیمین: آره..
جونگ کوک: بیا بریم دکتر...
جیمین بدنش یخ کرد..نه! نباید این اتفاق میوفتاد...صددرصد وقتی میرفتن دکتر با جمله:«تبریک میگم شما باردار هستین» هیونگش رو شوکه میکرد..
جونگ کوک: جیمین؟!
جیمین: ه..هیونگ نیازی به دکتر نیست
تهیونگ: جیمین! اشکال نداره..بیا بیرون بعدش خودمون حلش میکنیم باشه؟
جیمین: آخه..
تهیونگ: بیا بیرون!
امگا در رو باز کرد..و هیونگش مجبورش کرد تا آماده بشه
بعد از اینکه آماده شدن سوار ماشین شدن و به سمت بیمارستان حرکت کردن..بلخره رسیدن و منتظر موندن تا نوبتشون بشه..اون چند دقیقه مثل چند سال گذشت و نوبتشون شد
دکتر امگا رو معاینه کرد و متوجه نبض دومی که میزد شد
پس با لبخند گفت
دکتر: جای نگرانی نیست..طبیعیه، ایشون باردار هستن
جونگ کوک بدنش یخ کرد و بلافاصله از شدت عصبانیت و شوک بدنش داغ کرد
جونگ کوک: خ..خودت میدونستی یا نه؟
جیمین: هیونگ..
جونگ کوک: میگم خودت میدونستی یا نه؟!
جیمین: آره..
جونگ کوک دستشو توی موهاش برد و اونارو به عقب هدایت کرد
جونگ کوک: از کی؟
جیمین: آلفام...
جونگ کوک: این آلفای پدرسگت کیه؟؟!
جیمین: هیونگ بسه
جونگ کوک: بسه؟ ها؟ تو به من میگی بس کنم؟!
تهیونگ: عزیزم آروم باش!
جونگ کوک: چجوری آروم باشم؟! میگم کیه جیمین!
جیمین: میشناسیش..
جونگ کوک: چه گوهی میخای بخوری؟ آشناهم هست!
جیمین:..
جونگ کوک: اسمشو بگو!
جیمین:...
جونگ کوک: تا برای اولین بار روت دست بلند نکردم اسمشو بگو!
جیمین: ی..یونگی
جونگ کوک به خودش سیلی زد تا بفهمه خواب نیست..
ولی خواب نبود..یونگی؟ خنده عصبی کرد و گفت
جونگ کوک: باید زودتر میفهمیدم..اون رایحه ویسکی روی کت..خنده هاتون توی تالار..نگاهاتون بهم..کی حامله شدی؟ اصن کی وقت کرد بکن*تت تا حامله بشی؟
جیمین: دست خودش نبود..هیونگ! خودت دیدی چجوری از باباش کتک خورد...لطفا بهونه دیگه ای دستش نده
جونگ کوک: هه..خودش! دقیقا خودش به من طعنه زد
گفت کدوم آدمی انقدر رو گرگش کنترل داره که امگاشو مارک نکنه ولی اونقدری کنترل نداره که حامله اش نکنه..بیا تو ماشین!
¹¹:³⁰
«ویو جیمین»
از خواب با حالت تهوع بیدار شدم..
دستمو روی دهنم گذاشتم و با شتاب از اتاق بیرون اومدم و به سمت دستشویی رفتم و در رو پشت سرم بستم و قفل کردم
جونگ کوک در میزد و ازم میپرسید..
جونگ کوک: جیمینی..حالت خوبه؟
جیمین: هیونگ خوبم
جونگ کوک: مطمئنی؟
جیمین: آره..
جونگ کوک: بیا بریم دکتر...
جیمین بدنش یخ کرد..نه! نباید این اتفاق میوفتاد...صددرصد وقتی میرفتن دکتر با جمله:«تبریک میگم شما باردار هستین» هیونگش رو شوکه میکرد..
جونگ کوک: جیمین؟!
جیمین: ه..هیونگ نیازی به دکتر نیست
تهیونگ: جیمین! اشکال نداره..بیا بیرون بعدش خودمون حلش میکنیم باشه؟
جیمین: آخه..
تهیونگ: بیا بیرون!
امگا در رو باز کرد..و هیونگش مجبورش کرد تا آماده بشه
بعد از اینکه آماده شدن سوار ماشین شدن و به سمت بیمارستان حرکت کردن..بلخره رسیدن و منتظر موندن تا نوبتشون بشه..اون چند دقیقه مثل چند سال گذشت و نوبتشون شد
دکتر امگا رو معاینه کرد و متوجه نبض دومی که میزد شد
پس با لبخند گفت
دکتر: جای نگرانی نیست..طبیعیه، ایشون باردار هستن
جونگ کوک بدنش یخ کرد و بلافاصله از شدت عصبانیت و شوک بدنش داغ کرد
جونگ کوک: خ..خودت میدونستی یا نه؟
جیمین: هیونگ..
جونگ کوک: میگم خودت میدونستی یا نه؟!
جیمین: آره..
جونگ کوک دستشو توی موهاش برد و اونارو به عقب هدایت کرد
جونگ کوک: از کی؟
جیمین: آلفام...
جونگ کوک: این آلفای پدرسگت کیه؟؟!
جیمین: هیونگ بسه
جونگ کوک: بسه؟ ها؟ تو به من میگی بس کنم؟!
تهیونگ: عزیزم آروم باش!
جونگ کوک: چجوری آروم باشم؟! میگم کیه جیمین!
جیمین: میشناسیش..
جونگ کوک: چه گوهی میخای بخوری؟ آشناهم هست!
جیمین:..
جونگ کوک: اسمشو بگو!
جیمین:...
جونگ کوک: تا برای اولین بار روت دست بلند نکردم اسمشو بگو!
جیمین: ی..یونگی
جونگ کوک به خودش سیلی زد تا بفهمه خواب نیست..
ولی خواب نبود..یونگی؟ خنده عصبی کرد و گفت
جونگ کوک: باید زودتر میفهمیدم..اون رایحه ویسکی روی کت..خنده هاتون توی تالار..نگاهاتون بهم..کی حامله شدی؟ اصن کی وقت کرد بکن*تت تا حامله بشی؟
جیمین: دست خودش نبود..هیونگ! خودت دیدی چجوری از باباش کتک خورد...لطفا بهونه دیگه ای دستش نده
جونگ کوک: هه..خودش! دقیقا خودش به من طعنه زد
گفت کدوم آدمی انقدر رو گرگش کنترل داره که امگاشو مارک نکنه ولی اونقدری کنترل نداره که حامله اش نکنه..بیا تو ماشین!
- ۱۸۰
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط