{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عکسهای سینه ی من دکتر،تصویر رد پای تو را دیده

در عکسهای سینه ی من دکتر،تصویر رد پای تو را دیده

حتی در آزمایش خونم نیز سلول آشنای تو را دیده

هربار روی کاغذ شطرنجی، موج نوار قلبی من له شد

پشت تمام آن حرکات انگار بازی دستهای تو را دیده

بد جور متهم شده ای ای عشق حتی هوا که شاهد خاموشی ست

در کوچه تنفس رویا ها، هر شب برو بیای تو را دیده

بگذار آسمان نگاهم نیز جای غروب مردمکم باشد

چشم سپیده ام به تو روشن باد حالا که چشمهای تو را دیده

تو در درون گم شده ام هستی جراحهای خبره نمی دا نند

راهی که می رسد به تو جایی نیست غیر از خدا که جای تو را دیده

سید مهدی نقبایی
دیدگاه ها (۱۷)

نفرین به زندگی! به همین روزهای سرد این روزهای سردِ تهی از نب...

خود را به عبور میزند بی تو دلملبخند به زور میزند بی تو دلمهر...

این روزها چه قدر هوای تو می کنمحتی غروب، گریه برای تو می کنم...

چه در دلِ من ، چه در سرِ تومن از تو رسیدم ،به باورِ توتو بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط