دیگر نمی توانم پنهانت کنم

دیگر نمی توانم پنهانت کنم

از درخشش
نوشته هایم می فهمند
برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم
شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم
نشان بوسه ی تو را پیدا می کنند

چگونه می خواهی
قصه ی عاشقانه مان را
از حافظه ی گنجشکان پاک کنی
و قانعشان کنی
که خاطراتشان را منتشرنکنندای
داد
از این
دوری و
از عشق تو بی داد .

‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۵۰)

در قلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدن صدایش..طرز نگاه کردن...

مرا کم دوست داشته باش اما همیشهدوست داشته باش! این وزنِآوازِ...

ڪاش میشد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفت یا ورق ...

تنهایی تاوان تمام نه هایی ایست که نگفتم تا دل کسی نشکند همه...

چند ده سال بعد شده. تنها در ساحل خلوت نوشهر قدم می زنی. با خ...

#عاشقانه_های_من#دکلمه #دکلمه_های_زیبا#احساسی #دکلمه_احساسی#ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط