{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love and the moon

love and the moon
Part 4
ویو یونا

به سمت پاساژ رفتم
و لباس های زیبا و خفنی خریدم
با خوشحالی گفتم: رومی
جانم
میشه بیای بامن زندگی کنی
رومی واقعا معلومه که اره امشب بیام
اره بیا من هم دیگه تنها نیستم

به سمت خونه راه افتادیم
دینگ(صدای رمز در)
رمز در 27691 هست یادت باشه
رومی: اهوم
وارد شدیم و شروع به ابجو خوردن شدیم
کمی بد هر دو ما خیلی م*س.*. ت شدیم
و شروع به چرت پرت گفتن شدیم

ویو فردا صبح
یونا: ازخواب بیدارشد وای چقدر سرم درد میکنه
رومی: اوه منم انگار بمب ترکیده
یونا: خندید من میرم صبحانه درست
رومی: من هم میرم دستشویی
یونا: باشه

ویو کوک
اوه الان ساعت چند 1 ساعت تمرین خوبه برم دوش بگیرم
اوه تو حموم نمی تونی از فکر اون دختر در بیام امروز بهش میگم که آخر همین هفته به سفر کاری مهم داریم پسباید با من بیاد
اره فکر خوبیه


ویو یونا٭
لباس هام پوشیدم و به سمت تاکسی رفتم امروز دیرم نشده بود و به موقع رسیدم
رئیس داخل نشسته بود و قهوه می خورد

آیهون: وای چقدر امروز جونکوک خوشتیپ شده
آیجون: وای ایهون چقدر خوشگل شدی
امروز میتونی مخ رئیس بزنی
آیهون: خیلی ممنون

جیمین: خانم کیم
یونا: بله
رئیس کارتون داره بفرمایید دفتر ایشون

ایهون: چرا جدیدا این یونا انقدر تو اتاق
رئیسه

جونکوک: خانم کیم شما با من اخر هفته به یه سفر کاری میرین

با تعجب گفتم چی من (ಡωಡ)
اسلاید دوم استایل راحتی رومی U^ェ^U
اسلاید سوم استایل راحتی یونا ʕ ꈍᴥꈍʔ
اسلاید چهارم استایل کاری یونا (◠‿◕)

لایک بالای8تا🌷
بازنشر بالای 3تا🎀
دیدگاه ها (۴)

#جونگکوکاگه اکسپلوری یه سر به پیچ ما بزن ฅ^•ﻌ•^ฅ ◉━━━━─     ...

آرزو تمام ارمی های ایران اگه اکسپلوری یه سر به پیچ ما بزن ฅ^...

love and the moon Part 3گوشیم زنگ خورد کوک بود از شدت کنجکاو...

Iove and the moonPart ۲جونکوک حتا به صورت ایهون هم نگاه نک...

love and the moon Part ۱ویو یونا٭صبح ساعت6 بیدارشم چون امروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط