وقتی تورو توی کنسرت می بینه
وقتی تورو توی کنسرت می بینه
P³
داد کشید و گفت* گفتم کجایی لیا *
بغضمو قورت دادم و گقتم *توی خیابونم هوسوک جلوی کافه بابای جیمین*
*الان میام دنبالت *
سرد جواب دادم *نیاز نیست بیای *
با مهربونی توی صدای قشنگش گفت * دارم میام کوچولوم دوست دارم بای *
وای مگه الان سر من داد نکشید چرا انقدر مودی اقای جانگ یکم از کافه پدر جیمین فاصله داشتم برگشتم روبه روی کافه تا هوپی بیاد هات چاکلتمو سر کشیدم و لیوانو انداختم توی سطل زباله اقای جانگمون تشریف اورد رفتم سوار شدم چون نباید مینازیدم آرمی اینجا زیاد بود
با سردی گفتم*منو ببر هتل ادرسشو فرستادم روی مانیتور *
*سانشاینم میریم وسائل هاتو جمع میکنی همرام میای *
*تو سرم داد کشیدی باهات قهرم*
با مهربونی جواب داد *ببخشید سرت داد زدم و اینکه مهم نیست نازتو گرون میخرم*
با بغض گفتم *چرا توی کنسرت بهم محل نمیدادی *
با پشیمونی که از توی صداش معلوم بود گفت *متاسفم کوچولوم میخواستم ارمی ها ناراحت نشن و ساسنگ فن ها بهت هیت ندن *
*باشه مهم نیست اشتی *
با خنده گفت *اشتی که تو میگی اشتی نیست چی میخوای برات بخرم جوجو *
با ذوق گفتم*خوب اول بغلم کن بعد بریم فروشگاه هر خوراکی خواستم میخری بریم با تهیونگ و جونگکوکی و جیمین فیلم ببینیم*
*باشه کوچولو بیا بغلم*
محکم بغلش میکنم
♡پایان ♡
امیدوارم خوشتون بیاد
P³
داد کشید و گفت* گفتم کجایی لیا *
بغضمو قورت دادم و گقتم *توی خیابونم هوسوک جلوی کافه بابای جیمین*
*الان میام دنبالت *
سرد جواب دادم *نیاز نیست بیای *
با مهربونی توی صدای قشنگش گفت * دارم میام کوچولوم دوست دارم بای *
وای مگه الان سر من داد نکشید چرا انقدر مودی اقای جانگ یکم از کافه پدر جیمین فاصله داشتم برگشتم روبه روی کافه تا هوپی بیاد هات چاکلتمو سر کشیدم و لیوانو انداختم توی سطل زباله اقای جانگمون تشریف اورد رفتم سوار شدم چون نباید مینازیدم آرمی اینجا زیاد بود
با سردی گفتم*منو ببر هتل ادرسشو فرستادم روی مانیتور *
*سانشاینم میریم وسائل هاتو جمع میکنی همرام میای *
*تو سرم داد کشیدی باهات قهرم*
با مهربونی جواب داد *ببخشید سرت داد زدم و اینکه مهم نیست نازتو گرون میخرم*
با بغض گفتم *چرا توی کنسرت بهم محل نمیدادی *
با پشیمونی که از توی صداش معلوم بود گفت *متاسفم کوچولوم میخواستم ارمی ها ناراحت نشن و ساسنگ فن ها بهت هیت ندن *
*باشه مهم نیست اشتی *
با خنده گفت *اشتی که تو میگی اشتی نیست چی میخوای برات بخرم جوجو *
با ذوق گفتم*خوب اول بغلم کن بعد بریم فروشگاه هر خوراکی خواستم میخری بریم با تهیونگ و جونگکوکی و جیمین فیلم ببینیم*
*باشه کوچولو بیا بغلم*
محکم بغلش میکنم
♡پایان ♡
امیدوارم خوشتون بیاد
- ۳۲۷
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط