وقتی تورو توی کنسرت می بینه
وقتی تورو توی کنسرت می بینه
P²
کوک منو دید و با ذوق گفت *لیااا فکر نمیکردم بیای *
لبخندی بهش زدم همون دختره با تعجب نگاه کرد *تو واقعا لیایی*
*اره عزیزم*
با ذوقم جواب داد*خیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمت *
*من فکر میکردم شما ارمیا از من بدتون میاد *
چشم غره ای رفت و گفت *کی گفته من خیلی دوست داشتم خانم جیهوپی رو از نزدیک ببینم*
*مرسی عزیزم *
کنسرت تموم شده بود بارون شدیدی شروع به باريدن کرد توی خیابونای بوسان قدم میزدم زیر بارون تصمیم گرفتم برم کافه پدر جیمین قدم زنان خودمو به کافه رسوندم رفتم پای سندوق * سلام ببخشید اقای پارک یدونه هات چاکلت برام اماده میکنید*
لبخند زد و جواب داد*سلام دخترم خوش امدی چشم الان اماده میکنم *
روی صندلی نشستم تا اماده شه
......
*بفرما دخترم حالت خوبه انگار از چیزی ناراحتی *
*خوبم ممنون*
حساب کردم دوباره توی خیابونا میگشتم و هات چاکلتمو میخوردم که موبایلم زنگ خورد
جیهوپ بود
* بله بفرمایید*
عصبی جواب داد*کجایی*
*مگه مهمه *
P²
کوک منو دید و با ذوق گفت *لیااا فکر نمیکردم بیای *
لبخندی بهش زدم همون دختره با تعجب نگاه کرد *تو واقعا لیایی*
*اره عزیزم*
با ذوقم جواب داد*خیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمت *
*من فکر میکردم شما ارمیا از من بدتون میاد *
چشم غره ای رفت و گفت *کی گفته من خیلی دوست داشتم خانم جیهوپی رو از نزدیک ببینم*
*مرسی عزیزم *
کنسرت تموم شده بود بارون شدیدی شروع به باريدن کرد توی خیابونای بوسان قدم میزدم زیر بارون تصمیم گرفتم برم کافه پدر جیمین قدم زنان خودمو به کافه رسوندم رفتم پای سندوق * سلام ببخشید اقای پارک یدونه هات چاکلت برام اماده میکنید*
لبخند زد و جواب داد*سلام دخترم خوش امدی چشم الان اماده میکنم *
روی صندلی نشستم تا اماده شه
......
*بفرما دخترم حالت خوبه انگار از چیزی ناراحتی *
*خوبم ممنون*
حساب کردم دوباره توی خیابونا میگشتم و هات چاکلتمو میخوردم که موبایلم زنگ خورد
جیهوپ بود
* بله بفرمایید*
عصبی جواب داد*کجایی*
*مگه مهمه *
- ۱۱۶
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط