{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را چون اناري کاش يک شب دانه مي کردم

دلم را چون اناري کاش يک شب دانه مي کردم
به دريا مي زدم در باد و آتش خانه مي کردم
چه مي شد آه اي موساي من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه مي کردم
نه از ترس خدا، از ترس اين مردم به محرابم
اگر مي شد همه محراب را ميخانه مي کردم
اگر مي شد به افسانه شبي رنگ حقيقت زد
حقيقت را اگر مي شد شبي افسانه مي کردم
چه مستي ها که هر شب در سر شوريده مي افتاد
چه بازي ها که هر شب با دل ديوانه مي کردم
يقين دارم سرانجام من از اين خوبتر مي شد
اگر از مرگ هم چون زندگي پروا نمي کردم
سرم را مثل سيبي سرخ صبحي چيده بودم کاش
دلم را چون اناري کاش يک شب دانه مي کردم
دوستان عزیزم عمر خوشیهاتون از شب یلدا طولانتر باد
دیدگاه ها (۱)

سلام خوشگلاي ويسگون

حسين حسين لايک

شما هم تجربه داشتين ؟

خخخ اره والا

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹ : پارت ¹...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_هجدهم ادامه ی فلش بک*کاش یکی منو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط