{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابری شدهچشممکهدلی سیر ببارد

ابری شده...چشمم...که...دلی سیر ببارد
تا بعد تو...دیگر...به کسی...دل نسپارد

دنبال یکی باش...که مثل...منِ بی تاب
تا...آمدنت...ثانیه ها...را...بشمارد

قویی شود...و...پر بکشد...از...شب دریا
بر...ساحل آرام دلت...سر بگذارد

تا...ورد زبانش بشود...نام...و...نشانت
هر روز...تو را...گوشه ی قلبش...بنگارد

او که...نه فقط شور بهار تو...که...حتی
پاییز...و...زمستان تو...را...دوست بدارد

من...از تو...به این شرط گذشتم...که...بگردی
دنبال کسی...که...به خودت...دل بسپارد...
دیدگاه ها (۳)

زمستان بود و بی تابی ، دلم جایی فدایی شدنفس در سینه خشکش زد...

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ...

سایه ام را بتکانید تکانم ندهیدلا اقل کوچه ی بن بست نشانم نده...

دوستت دارم ولی اصلاً نمی‌دانم چرا؟!آه..! این بی‌ پاسخی دیوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط