لطفا من دلخسته را از پا نیانداز

لطفاً منِ دلخسته را از پا نیانداز
لطفاً نگیر از بالهایم حسّ پرواز
ای شورِ ابیاتِ من از چشمِ تو پیدا
وا کن دو چشمت تا که شعرم گردد آغاز
بگذار تا قویِ سپیدت با تو باشد
وقتی که تنها با تو سَر داده ست آواز
من بادِ سرگردان و تو حسِ درختی
تا می وَزَم سَمتَت بکُن آغوشِ خود باز
در گوشه یِ چشمانِ تو حرفی نهفته ست
وا کُن دو پلک و پرده را بَردار از این راز
ای نازنین بانویِ شعر و شورِ دنیا
زیباترین سهمِ زمین، ای خوبِ طنّاز
چون غنچه ای در دستِ بادِ صبحگاهی
گلبرگِ خود را باز کُن با عشوه و ناز
آغوشِ تو سرچشمه یِ شعر و غزل ها
دیدگاه ها (۸)

نگذار یک لحظه دلت از من جدا باشدبگذار این وابستگی تا انتها ب...

مرا ببخش اگر "گیسوانم" به دست "بـاد" افتاد"قــــرارِ" هرگز ن...

اگر به خانه ىِ من آمدىبرايم یک مداد سياه بياورمى خواهم فرامو...

هر چه زیبایی بدیدم درجهان صدرش تویی هر که‌گفته شعر زیبا مطلع...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

مریم یوسفی نصیری نژاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط