{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به راه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد.

به راه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد.
در کف توست رشته‌ی دگرگونی.
از بیم زیبایی می‌گریزم، و چه بیهوده: فضا را گرفته‌ای.
یادت جهان را پر غم می‌کند، و فراموشی کیمیاست.

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

برگِ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بوددست‌های خویش و دامانِ ت...

نسیمی شاخه‌هایم را شکست و با خودم خواندم:بهار با تو بودن‌ها ...

و زندگی آنقدر کوچک شدتا در چاله‌ای که بارها از آن پریده بودی...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط