{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی ادای رفتن در می آوری !

گاهی ادای رفتن در می آوری !
فقط خودت میدانی که
چمدانت خالیست و
پایت نای رفتن و
دلت قصد کندن ندارد
ادای رفتن در می آوری
بلکه دستی
از آستین درآید و
دودستی بازویت را بچسبد و
چشمی اشک آلود
زل بزند توی چشمانت و
بگوید
بمان !
و
تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...
گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری
بلکه به خودت
ثابت کنی
کسی خواهان ماندنت هست هنوز
و
وای از وقتی که نباشد کسی ...
با چمدان خالی و
پای بی اراده و
دل جامانده
کجا میشود رفت ؟؟
#استوری_عاشقانه
دیدگاه ها (۱۱۳)

‌در بـساط عاشقـے ...پـروانھ بودن ، عزٺ اسٺ... #عاشقانه

به دلم گفتم اگر دور شود محبوبمناشکیبا به قفس مثل تو سر می‌کو...

از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفته‌ام هنوز نمی‌دانم....

عشق ذات انسان است همانطور کهتابیدن، ذات خورشید است...خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط