{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفته‌ام هنوز نمی‌دا

از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفته‌ام هنوز نمی‌دانم...
از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت فعلاً در گرمای وجودش غرقم...
از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت: فعلاً در جلوه‌ی رنگارنگ آن رنگ باخته‌ام.

از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟؟؟ نزدیکش رفتم به چشمای آبیش خیره شدم...
اونم نگاهش رو تو نگاهم قفل کرد و هر دو باهم گفتیم:

مثل برف آرام و بی‌صدا روی قلبت می‌نشیند و تو نمی‌فهمی که او، کی تو را احاطه کرده است،،
#عاشقانه
دیدگاه ها (۶۵)

گاهی ادای رفتن در می آوری !فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست ...

‌در بـساط عاشقـے ...پـروانھ بودن ، عزٺ اسٺ... #عاشقانه

عشق ذات انسان است همانطور کهتابیدن، ذات خورشید است...خورشید ...

٭٭٭ تو جان می کَنی تا حرمت ها را نگه داریو دیگرانی کمی آن طر...

چندپارتی:وقتی باهاش قهر بودی و...pt⁴(end)بغض بدی گلوشو گرفته...

پارت بیست و ششم (زخم‌هام هنوز بیدارن) ویو نویسنده اتاق خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط