{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

🦋🤍 برایم نوشته بود :

🦋🤍 برایم نوشته بود :
گمان کردم اگر بُگریزم نجات خواهم یافت؛ دریغا که اندوهت‌، سنجاقی‌ست بر سینه‌ام🦋🤍


#محسن_چاوشی #بهار #پاییز
دیدگاه ها (۰)

💚🌱 بگذار آبی ها و قرمزهابه جنگشان برسند من هنوز تکلیفم را با...

🦋💔چقدر خاطره ی ناتمام دارم من!که اسم تک تکشان، حکمت است و تق...

💚🌱 هر روز صبح❄️🌈دوست داشتنت تازه میشودمثل بوی سنگک تازه ، مث...

✨️🌸 ☆خوش رایحه صبح از شب گیسوی شماست♡گل    آینه گردان    و  ...

..تو پاییز بودی؛ سرد اما دلنشین، از همان‌هایی که آدمی را مشت...

آپدیت ویورس نامجون 🐨: سلام.مدت زیادیه که در یک روز به این ز...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط