{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بودن تو بند بند وجودم هر روز نیاز مند معماری انگشتان ات ا

بودن تو بند بند وجودم هر روز نیاز مند معماری انگشتان ات است تمام تنم عادت کرده به گرمای وجودت,که مرا تنگ در آغوش گیری و از تمامی واهمه ها برهانی.من هیچ نمی خواهم,جز تو.,جز بودن با تو,جز یکی شدن با تو ,جز حرارت آغوش ات تنها تورا خواهانم و لحظاتی را که در کنار تو دست در دست تو روزگار سپری می کنم وقتی دست در دستان ات دارم وقتی لبان ات بر لبانم نقش می بندد وقتی در وجودت قفل می شوم دیگر هیچ نمی خواهم چرا که تو همه ی منی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

سناریو جونگکوک

Covenant of Blood and Silk

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

پارت پنج

مانیفستِ بهرام محمدیبازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن۳۷. لاکچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط