بودن تو بند بند وجودم هر روز نیاز مند معماری انگشتان ات ا
بودن تو بند بند وجودم هر روز نیاز مند معماری انگشتان ات است تمام تنم عادت کرده به گرمای وجودت,که مرا تنگ در آغوش گیری و از تمامی واهمه ها برهانی.من هیچ نمی خواهم,جز تو.,جز بودن با تو,جز یکی شدن با تو ,جز حرارت آغوش ات تنها تورا خواهانم و لحظاتی را که در کنار تو دست در دست تو روزگار سپری می کنم وقتی دست در دستان ات دارم وقتی لبان ات بر لبانم نقش می بندد وقتی در وجودت قفل می شوم دیگر هیچ نمی خواهم چرا که تو همه ی منی
- ۱.۶k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط