{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات ترسناک شما پارت 11

خاطرات ترسناک شما پارت 11
امروز کارم بیشتر بود مجبور شدم سر کار بمونم و دیر به خانه آمدم ...
دیدم همسرم قبل اومدن من روی تخت خوابیده بهش حق میدم طول روز تو خونه تنها بوده شایدم ازم ناراحت شده. رفتم روی تخت و کنارش دراز کشیدم، دستمو دور او حلقه کردم .همانطور که چشمانم به تاریکی عادت می کرد چهره اشک آلود او را از در نیمه باز کمد دیدم که به من اشاره میکرد که فرار کن.
دیدگاه ها (۲)

افسانه های قدیمی#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری ...

بد شده#پست_موقت#کره #کره_جنوبی #ادیت #ادیت_استوری #ادیت_عاشق...

#فکت°° ديدن برخى اجسام شبيه به موجودات ترسناك در تاريكى نشان...

یک کتاب اسپل در سال ۱۵۰۰میلادی نوشته شد که میتوان با آن “راه...

my love part 29

رمان آرام باش

اعتماد پارت|۱۶۷|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط