عشق پیری

عشق پیری

گر بجنبد سر به رسوایی زند

رسوا شدم اما

به ولله ندارم سنی...
دیدگاه ها (۱۰)

دلتنگیمیتونه کشنده ترین حال باشهوقتی که نداریشاما تا دلت بخو...

غمگینممثل پرنده ای کهدر قفسش بازهاما جایی رو نداره که بره...

رَد شُد ...دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلمآرام ریخت ... پُشتِ ...

حقیقت داشتحماقتم...!من در به در اوشده بودماوتوو فکر فراموش ک...

تا ز سر عشق سرگردان شدمغرقهٔ دریای بی پایان شدمچون دلم در آت...

تقدیم به دلهای شکسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط