رد شد

رَد شُد ...

دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلم

آرام

ریخت ...

پُشتِ قَدَم هـایِ او ...

دِلَم ... 😔
دیدگاه ها (۱۹)

عشق پیریگر بجنبد سر به رسوایی زندرسوا شدم امابه ولله ندارم س...

دلتنگیمیتونه کشنده ترین حال باشهوقتی که نداریشاما تا دلت بخو...

حقیقت داشتحماقتم...!من در به در اوشده بودماوتوو فکر فراموش ک...

محکم بغل بگیر مرا...تا که بگویم به همهاو فقطجان من و یار من ...

작은 요정𐙚‌‌ ‌‌:"‌.دو صدا، یک ضربان. شروع داستان ما.»این تیزر، ا...

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط