رائون با عصبانیت روی مبل میشینه

رائون با عصبانیت روی مبل میشینه ...
دو ساعت میگذره خبری از کیم نمی‌شود دوساعت به چهار ساعت و چهار ساعت به شش ساعت تغییر می‌کند ... ساعت خانه پارک ۵ صبح را نشان می‌دهد !
دیگر وقت رفتن به بیمارستان است ؛ رائون به خیال اینکه رفته پیش جونگکوک خیالش را آسوده می‌کند ‌...
نزدیک بیمارستان که رسید افرادی که یک جا تجمع کردند توجهش را جلب کرد !
از ماشین پیاده شدو نزدیک رفت ، وقتی با دستان مرد روبه رو شد حلقه ازدواجش را دید و با عجله به بقیه تنه زد و پارچه سفید را از روی سرش کنار زد ؛ رائون باورش نمی‌شد فرشته زندگیش اینجوری خونین و مالین به خواب رفته باشد .
دخترک از درد حرف و سخنش گیس خود را کشید و صورتش را خراشید .
و فقط با خود تکرار میکرد :چه غلطی من کردم؟

اکثریت شنیدید خیلی زود دیر میشه ... هوم ؟
اما این درست نیست ... ما انسان ها کاری میکنیم که خیلی زود دیگه ارزششو نداشته باشه !
عذرخواهی از یه مرده چه دردی رو دوا میکنه ؟ دیر نشده جسمش هست اما ارزش روح بزرگش ... تکرار نشدنیست🙂💔


خوشدلا فحش دادن اصلا کار درستی نیست•-•
این درخواستی بود وگرنه من گوه بقولم اینارو بنویسم؛(
بخاطر احترام زیادی که برای خواننده های گوگولی فیکم قائلم این رو نوشتم ☻️ 🤌
بوص بتون لاوام 😘💖
نظر بدین ... لدفا🥺🤏
اگر پسندیدی بلایک🙃🫂
و اگر خوشت نیومد تو کامنتا بگو😗❤️
دیدگاه ها (۴)

بچه هامن احتمالا تا ۲۵ خرداد نیستم بخاطر امتحان های پایانیلد...

سریال قفلی.

𝚆𝚑𝚊𝚝 𝚝𝚑𝚎 𝚑𝚎𝚕𝚕 𝚍𝚒𝚍 𝙸 𝚍𝚒 ?𝚃𝚊𝚎𝚑𝚢𝚘𝚘𝚗𝚐 𝚊𝚗𝚍 𝚁𝚊𝚘𝚘𝚗𝙰𝚍𝚖𝚒𝚗 : 𝙹𝚒𝚢𝚘𝚘𝚗انس...

تک پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط