. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.³⁴ .
.
جونگکوک خیره به تهیونگی که داشت سریالش رو میدید بود داخل ذهن و قلبش پر از حرف بود پر از حس که همه اونها فقط برای یه نفر بود تهیونگ اون امگا خیلی وقت بود آلفا جئون رو دیونه خودش کرده بود ولی جونگکوک بود که نمیخواست این حس رو درک کنه و الان جئون فقط یک هدف مهم داشت خوش بهت کردن تهیونگ و این براش از هرچیزی مهم تر بود جئون غرق در افکارش بود که با صدای ته به خودش اومد
+ ایش چه رومخه
ته نقی زد و ابرو های کوک بالا پرید و پرسید
_ چی رومخه خورشیدم
+ این کارکتره
_ حیح
کوک سر تهیونگ و گذاشت روی شکمش و شروع به نوازش موهاش کرد که ندونسته تهیونگ خوابش رفته بود کوک بوسه ای به موهاش زد و تهیونگ و آورد با و کنارش خوابید
< دوساعت بعد >
چا وو مین با شتاب در اتاق و باز کرد که هم ته هم کوک پرید کوک هر لحظه امکان قاتل شدنش بود ولی ته با بردن دستش تو موهای کوک و نوازش کردن آرومش کرد چا وو مین یکم صبر کرد و گفت
* خب جئون گمشو بیرون الان سانسه منه
_ چه زری میزنی یعنی چی
* یعنی تو استفاده کردی از فرصتت با ته بودن الان درت و بزار کار دارم
+ یا بسم الله چیکار داری
* بزار این بره
_ خورشیدم یعنی همه دوستات یکی از اون یکی مزاحم تر
+ درک میکنم ولی نگران نباش اینو من میدونم چیکارش کنم
کوک بوسه ای به لب ته زد و از اتاق خارج شد چا وو مین خودش و رو ته و تخت پرت کرد کوک که یادش اومد گوشیش و برنداشته برگشت و با صحنه ای که دید رگ گردنش از اعصبانیت زده بود بیرون
_ راحتی
* ناراحتی ؟
_ پرویی
* رو داری ها
_ عوضیه-
+ عه عه کش ندین عزیزم این گوشیت خب توهم آدم شو دلم درد گرفت بنال چته باز چیکار کردی
* خب نگاه میدونی که همیشه -
+ والا تو رل میخوای بزنی یا من همه مشاوره ها منم کونی
* بزار این بره
کوک از اتاق خارج شد و درو بست و رفت پیش بک سو هو
+ خب
* من میخوامش
+ خب بخواهش
* هلپ کن گیر بندازم
+ موقعی که هیت شد
* داداش چه مغزی داری حالا کی هیته
+ عام از رایحه اش فهمیدم همین امروز
* ععععععع شب کجا گیرش بندازم
+ شب قراره بریم پیش رود همون ورا گیرش بنداز
* آیکیو کی بودی تو
+ ننت گمشو از خواب پروندیم
* خاک بر سر بیا بخوابیم منم خوابم میاد
.........
بچه ها ببخشید بابت دیر گذاشتن فداتون شم من بخدا ندیدم بعد امروزم من تو سگ گرما ساعت ۷ رفتم مدرسه یک اومدم خونه و چون حالت تهوع داشتم و سرم درد میکرد شبش و نخوابیدم و همینطوری شب قبلشم نخوابیدم و من الان ۸۴ ساعته نخوابیدم 😭😭
شرت
لایک ۶۱
کامنت ۶۱
بازنشر ۱۶
سه به فالوور اضافه شه
عاشقتونم قاصدکامممم 🎀😭
𝑷𝒂𝒓𝒕.³⁴ .
.
جونگکوک خیره به تهیونگی که داشت سریالش رو میدید بود داخل ذهن و قلبش پر از حرف بود پر از حس که همه اونها فقط برای یه نفر بود تهیونگ اون امگا خیلی وقت بود آلفا جئون رو دیونه خودش کرده بود ولی جونگکوک بود که نمیخواست این حس رو درک کنه و الان جئون فقط یک هدف مهم داشت خوش بهت کردن تهیونگ و این براش از هرچیزی مهم تر بود جئون غرق در افکارش بود که با صدای ته به خودش اومد
+ ایش چه رومخه
ته نقی زد و ابرو های کوک بالا پرید و پرسید
_ چی رومخه خورشیدم
+ این کارکتره
_ حیح
کوک سر تهیونگ و گذاشت روی شکمش و شروع به نوازش موهاش کرد که ندونسته تهیونگ خوابش رفته بود کوک بوسه ای به موهاش زد و تهیونگ و آورد با و کنارش خوابید
< دوساعت بعد >
چا وو مین با شتاب در اتاق و باز کرد که هم ته هم کوک پرید کوک هر لحظه امکان قاتل شدنش بود ولی ته با بردن دستش تو موهای کوک و نوازش کردن آرومش کرد چا وو مین یکم صبر کرد و گفت
* خب جئون گمشو بیرون الان سانسه منه
_ چه زری میزنی یعنی چی
* یعنی تو استفاده کردی از فرصتت با ته بودن الان درت و بزار کار دارم
+ یا بسم الله چیکار داری
* بزار این بره
_ خورشیدم یعنی همه دوستات یکی از اون یکی مزاحم تر
+ درک میکنم ولی نگران نباش اینو من میدونم چیکارش کنم
کوک بوسه ای به لب ته زد و از اتاق خارج شد چا وو مین خودش و رو ته و تخت پرت کرد کوک که یادش اومد گوشیش و برنداشته برگشت و با صحنه ای که دید رگ گردنش از اعصبانیت زده بود بیرون
_ راحتی
* ناراحتی ؟
_ پرویی
* رو داری ها
_ عوضیه-
+ عه عه کش ندین عزیزم این گوشیت خب توهم آدم شو دلم درد گرفت بنال چته باز چیکار کردی
* خب نگاه میدونی که همیشه -
+ والا تو رل میخوای بزنی یا من همه مشاوره ها منم کونی
* بزار این بره
کوک از اتاق خارج شد و درو بست و رفت پیش بک سو هو
+ خب
* من میخوامش
+ خب بخواهش
* هلپ کن گیر بندازم
+ موقعی که هیت شد
* داداش چه مغزی داری حالا کی هیته
+ عام از رایحه اش فهمیدم همین امروز
* ععععععع شب کجا گیرش بندازم
+ شب قراره بریم پیش رود همون ورا گیرش بنداز
* آیکیو کی بودی تو
+ ننت گمشو از خواب پروندیم
* خاک بر سر بیا بخوابیم منم خوابم میاد
.........
بچه ها ببخشید بابت دیر گذاشتن فداتون شم من بخدا ندیدم بعد امروزم من تو سگ گرما ساعت ۷ رفتم مدرسه یک اومدم خونه و چون حالت تهوع داشتم و سرم درد میکرد شبش و نخوابیدم و همینطوری شب قبلشم نخوابیدم و من الان ۸۴ ساعته نخوابیدم 😭😭
شرت
لایک ۶۱
کامنت ۶۱
بازنشر ۱۶
سه به فالوور اضافه شه
عاشقتونم قاصدکامممم 🎀😭
- ۵۵۳
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط