{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۶

وارد اتاق هاشدیم ۴ تا اتاق بهموم دادن اما و جسی بل وارد یه اتاقی شدن که همه جا قرمز و مشکی بود من وقتی رفتم اتاقشونو ببینم سر درد گرفتم .
کامیلا و جولیا وارد اتاق سفید مشکی شدن. جسیکا و سارا هم که وارد اتاق سفید ملایم و صورتی شدن . وارد اتاق خودم شدم . من باید بود تنها بخوابم
اتاقم کلا ابی ملایم و طلایی بود
خوشم اومد چون ظهر شده بود رفتیم پایین .
غذا رو که اولین لقمه رو خوردم سوختم ولی حرف نزدم و تا تهش خوردم موقع بلند شدن اما گفت:استیسی غذای تند رو چطوری خوردی?مگه حساسیت نداشتی به فلفل
من:خو چرا ولی تحمل کردم الانم میرم دارو میخورم

اما

بعد رفتن استیسی . مارک تا تعجب گفت:اون حساسیت داشت و این غذا رو خورد. غذایی که اشپزش دشمن خونیش یعنی ته ایل بود
سارا:شما هنوز اونو نشناختید
شاید باورش سخت باشه ولی اون از مار هم شیطون تره
همه با دهنای باز به سارا نگا میکردن. که کامیلا گفت:واس چی قیافتونو مثل اختاپوس کردین.
توی همون حالت بودن هنوز که اسی امد پایین
اسی:خدا وکیلی قیافه هارو شبیه املت مگس شدن بعد لبخند زد و رفت روی کاناپه.
مارک:این الان همون دختره بود که نزدیک بود با چانیول دست به یقه شه?
همه سر تکون دادیم
جانی:اون وقت این تعادل روانی داره دبگه?
اسی که شنید گفت:خیلی از شما بیشتر .
بعد از ناهار مار و جونگ وو ظرف هارو شستن
ما امدیم بیرون روی مبل ها نشستیم پیش استیسی
جسی بل:اقا شما نپو کیدید بیکار تو خونه?
جانی :ن
اما:پس بشینید تا من بیام

جولیا

اما که رفت استیسی هم بلند شد
کامیلا:کجا اسی
استیسی:میرم کتاب بخونم
ته ایل:خب خدارو شکر ما از اون جاهای بی تی اس نداریم بری روش
اسی :جای بهتری دارم
اما امد ولی هیچی دستش نبود
من:اما رفتی چیزی بیاری
اما:اره ولی بازی فکریامو نیاوردم
اسی :انقدر مصل بیق نشینید اونجا اه
کامیلا :شما سالن ورزشتون کجاست?
جونگ وو :توی کمپانی
کامیلا بادش در رفت
جسیکا و سارا داشتن با موبایل هاشون چت میکردن
منو کا میلا و جسی بل هم هیچی اما هم داشت با لوکاس حرف میزد ااااهههه پوکیدم .بلند شدم و رفتم تو اتاق اسی دیدم خوابیده گوشیمو برداشتم و بازی کردم تاساعت ۶ . ساعت ۶ که شد امدن در اتاقو زدن درو باز کردم طبق معمول جسیکا بود
جسیکا:امدم صدات کنم بریم اشپزی کنیم.
برو سراغ بقیه همه گفتن تو و اسی من دیگه نمی دونم بیاین
رفتم بیرون استیسی توی اشپز خونه سرک میکشید
اسی:جولی چی درست کنیم?
من:لازانیاو پیتزا خوبه?
اسی:اره
دست به کار شدیم یه عالمه غذا درست کردیم ولی عجب غذایی بود خوشمان امد
دیدگاه ها (۱)

بقیه پارت ۱۶کامیلاموقع غذا مارک عین گاو نشست و مثل من میخورد...

پارت هیفدهمجسی بلاما برگشت با فلشش اما فلش زیاد داشت توشون ه...

Miraculous Tales of Ladybug and Cat Noir Season۳

Miraculous Tales of Ladybug and Cat Noir Season۲

part=2

عشق در تاریکی 41.؟ چشم قربان ( از اتاق رفت بیرون ) از دیشب ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط